{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یجایی برای خاتون و شیرزاد نوشته بود :

یجایی برای خاتون و شیرزاد نوشته بود :
_درسته ما پایان قشنگی نداشتیم اما داستان قشنگی داشتیم و همین برای فراموش نکردنت کافیه!
وقتی من همیشه به اون آهنگِ طلیسچی فکر میکنم که میگه :
_آخرش قشنگه...
میدونی دل من زیادی فراموش کاره!
مثلا یادش نمیاد که تو رفتی و دیگه ندارتت
مثلِ تمام آدمایی که هرگوشه ی این شهر یکی و دارن که دیگه ندارن!
ینی تو دلشون هست ولی کنارشون نه...
اما متاسفانه یچیزی و خوب یادش مونده!
اونم اینه که وقتی بودی ؛
من و تو یکی از همین نیمه شبایی که الان بدونِ تو به صبح میرسونمشون ؛ بهم قول دادیم که تا وقتی نفس میکشیم با هم بمونیم و هیچ وقت از هم خسته نشیم
اما انگار خستگی به قول دادن و حرف زدن نیست
همیشه فکر میکردم آدما هرچقدم سنگ باشن و بی حس ؛ بازم وقتی شبا از یه ساعتی رد بشه توی خلوتشون به تک تک آدمایی که تو زندگی داشتن و دیگه ندارن فکر میکنن بعدم دلتنگی لنگر میندازه تو دلشون!
ولی یا اینجوری که فکر میکردم نیست ؛ یا تو خیلی وقته شبارو زود میخوابی
هرچی هست کاش خوب باشی
چون من همیشه خوبی ت و میخواستم
و هنوزم همچی مثلِ همیشه ست :)

‌_میرم ولی از فکرِ تو بیرون نمیرم
خیلی بعیده بعدِ تو آروم بگیرم
یک لحظه از اون روزارو یادم نمیره
واسه فراموش کردنت باید بمیرم

#کاف_علیزاده
دوازدهم شهریور 1401 | 02:30
دیدگاه ها (۱۰)

عاشقانه های شبنم

My lovely neighbor part : 74

part59. . اخر دفترچرو نگاه کرد، چند برگه کنده شده بود یعنی ...

I'm not jealous part 53خلاصه پدربزرگت به حدی به دایی بزرگت ا...

how much i love you so...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۰" در آغوش رویای آبی ات "...

دلبرِ چشم‌قشنگِ من…بورکِ نازِ من 🧿بعضی آدما یه جوری وارد زند...

رمان اسیر خان پارت دوازدهم ۱۲

تک پارتی ( دخترا لطفاً وقتی کاما ( ، ) میزارم کمی مکث کنید ...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹³ دو ساعت بعد__________...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط