سناریو

درخواستی
وقتی بچتون میاد توی اتاق و میگه میخام کناره بابایی بخابم مامان تو برو ی جایه دیگه بخاب و روزه بعد باهاشون قهر میکنی ک چرا تاییدشون کرده
و حسودی میکنی



نامجون:عه عزیزم مگه بچه ای آخه
ا/ت:آره الانم باهات قهرم اصن من به بچه خودمم حسودی میکنم که چی
نامجون:باشه نینی کوچولو بیا آشتی آشتی


جین:تو کی بزرگ میشی
ا/ت:وقتی که تو بزرگ بشی
جین:😑یه چیزی بش میگما


شوگا:اصن چرا قهر میکنی یکی‌اینور بخوابه یکی‌اونور فقط بزارین من بخوابم
ا/ت:باشه😊


جیهوپ:عزیزم چون یه شب کنارم نخوابیدی‌دلیل نمیشه که دیگه دوست نداشته باشم باید برا بچمونم وقت بزاریم حالام بیا بغلم کوچولو


جیمین:اشکالی نداره اگه دیشب نتونستی کنارم بخوابی امشب بیا بد گرل
ا/ت:باشه🙂از خدا خواسته😂


تهیونگ:حسودی میکنی چرا اون بچته ها
ا/ت:نمخوام
تهیونگ:حالا یونتانو درک کردی عزیزم
ا/ت:تهیونگگگگگ دستم بت نرسه


جونگکوک:وای ببخشید بچه ی دو ساله ی من بیا قهر نکن من هر دوتاتونو یه اندازه دوس دارم
ا/ت:آفرین که دوس داری منم دوسِت دارم ولی کی به کی میگه بچه دوساله😐
دیدگاه ها (۲)

سناریو سانزو پارت ۲

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

(دلداده) ♡جونگکوک: (گوشی رو جواب داد) الو؟ لارا: کوکیییییی ک...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

سناریو ایدل رویایی پارت ۴

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

سناریو خط قرمز پارت ۳

#سناریوموقعیت🍔: وقتی به مهمونی خانوادگی[از سمت خودشون] میریم...

سناریو مایکی پارت۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط