#پارت_بیست

#پارت_بیست
رها: چون اگه باهاش لج میکردم حتما اذیتم میکرد یا دوباره میزدتم بخاطر همین حرفی نزدم که طاها گفت
طاها: میدونی وقتی امدی تو بالکن سیگارو از دستم کشیدی یاد موقعی افتادم که وقتی حالم بد بود میومدم تو بالکن سیگار میکشیدم مامانمم میومد مثل تو سیگارو از دستم میکشید و تا صبح برام داستان تعریف میکرد و موهامو نوازش میکرد ولی دیگه نیست که این کارا رو بکنه(قطره ای اشک)
رها: باورم نمیشد
که طاها داره گریه میکنه اخه ربات که گریه نمیکنه معلوم بود دوباره عصبانی شده هم از نفس هاش که تند تند شده بود و هم کمرمو محکم گرفته بود و سعی داشت خودشو کنترل کنه ترسیدم بازم بزنتم بخاطر همین گفتم
رها: طاها میدونم عصبانی هستی ولی میشه ولم کنی؟ لطفا
طاها: عصبانیم ولی کاری باهات ندارم
رها: م..ط..م..ئ..ن..ی
طاها: اره حالا پاشو بریم بخوابیم
رها: باشه ولی طاها بالشو پتو اضافه داری؟؟
طاها: میخوای چیکار؟؟
رها: میخام رو زمین بخپابم
طاها: وقتی دیدم میخاد رو زمین بخوابه امدم از عصبانیتم سو استفاده کنم چون ترسیده بود رفتم جلوش و...
لایک ♥ کامنت 💌فراموش نشه 😘😘😘😍😍😍
دیدگاه ها (۱۲)

تک پارتی ( وقتی عصبی بود )( علامت جیهوپ * علامت ات + و کسای ...

پارت ۴«تو امروز با اون کاری که کردی، تقریباً خودت رو کشتی.»چ...

پارت ۸

سناریو استری کیدز وقتی

#𝙁𝙞𝙫𝙚.𝙮𝙚𝙖𝙧𝙨.𝙤𝙛.𝙨𝙞𝙡𝙚𝙣𝙘𝙚 𝗽𝗮𝗿𝘁 25صدای نفس کشیدنش شنیده شد{بدون ...

وقتی دخترشی و از دستت عصبانی میشه...پارت آخرکم کم پاهاش سست ...

وقتی دیر میای خونه (part2)رفتم طرف آشپزخونه بشقاب رو گذاشته ...

scenario #سناریو وقتی رژیم گرفتی و فشارت میوفته بیهوش میشی (...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.6 (روایت از زبان ا...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : twenty four ویوی جونگ کوک :یک سا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط