{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بهار دارد هر ثانیه نزدیک تر می شود

بهار دارد هر ثانیه نزدیک تر می شود
و تقویم ، مثل هرسال ، درست سرِ ساعت ، به وعده ی دیرینه اش عمل خواهد کرد ...
همه چیز ، طبیعی و بی دخالت دارد پیش می رود ...
تا یادم هست هر سال همین موقع ، جوری هیجان داریم که انگار قرار است اتفاقِ خاص و عجیبی بیفتد ...
هربار ، سال ، تحویل می شود ، هیچ چیز تغییر نمی کند و ما به همان زندگیِ معمولیِ متحول نشده مان بر می گردیم ... !
ما می دانیم بعد از عید ، قرار است همه چیز معمولی باشد ...
می دانیم که بهار یک فصل است مثل تابستان و پاییز و زمستان ...
ما همه ی اینها را می دانیم ...
اما باز هم مشتاقیم به این لحظه شماری و تغییرِ چند روزه ...
مشتاقیم به چیدنِ هفت سین و تجدیدِ دیدارها ...
ما آخرش را می دانیم ... فقط دلمان آنقدر از تکرارِ روزها گرفته که فقط دنبالِ بهانه ایم برایِ جشن گرفتن ...!
و چه بهانه ای بهتر از عید ؟!
با اینکه می دانم با بهار ؛ چیزی عوض نخواهد شد ، اما هر سال همین موقع ، مشتاقانه منتظرش می مانم و آمدنش را جشن می گیرم ...
من این بهانه ی کوچکِ خوشبختی و این رسمِ آباء و اجدادی ام را دوست دارم ...

#نرگس_صرافیان_طوفان
دیدگاه ها (۱۴)

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

×🌹 رزهای خونین 🩸ژانر: مافیایی | عاشقانه‌ی تاریک | جنایی | در...

فصل دومپارت اول | آخرین سال، آخرین شبچند ماه گذشت...بعد از م...

ترجمه بخشی از کنفرانس مطبوعاتی آلبوم «THIS & THAT»، قسمت سوم...

فیک : بین راندها

پارت دهم | شروع مهمانیپارک لاراهنوز نگاهم روی دختر بود که می...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁷. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.تهیونگ به تایید س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط