پیشونی بندها رو با وسواس زیر و رو میکرد …

پیشونی بندها رو با وسواس زیر و رو میکرد …
پرسیدم : دنبال چی میگردی ؟
گفت : سربند یا زهرا !
گفتم : یکیش رو بردار ببند دیگه ، چه فرقی داره ؟
گفت : نه ! آخه من مادر ندارم …
دیدگاه ها (۱)

یا ابالفظلل عباس

فیک شوگا یادم نیست پارت چنده

به زیباییه مشکی

صدای مهیب p21

🧷♥️عزیز که پُشتی‌ها و قالیچه‌ی ایوونو جمع میکرد، نشستم رو می...

پارت۴:نمیدونم چقدر گذشته بود ولی با صدای مینهو پشت در اتاق ب...

«از کافچی پرسیدم: چرا این فرش رو نصفه کاره گذاشتی و قاب کردی...

خیلی خب قراره تو این پست راجب درامای جدید هارونا بگم

پارت 3

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط