فیک اجبار پارت 20

پارت ۲0

♒فیک اجبار♒


به سانا و جینو زنگ زدم(دوستاش)

(گفتو گوی بین انها😐:


الو سانا خوبی؟
اوه سلام بابا چه عجب یادی از ما کردی تو
یه ادرس میدم بیا اونجا امشبو یکم خوش باشیم
اها باشه میخوای بریم بار؟
یح دلم واسه گذشته ها تنگ شده
اوک

پایان‌گفتو گوی بین انها😐)

رفتم داخل بار و رو میز نشستم تا بچه ها بیان امشب میخواستم جوری مست کنم که جنازمو ببرن بیرون اقای کوک باید بفهمه اربابم نیست

کوک

داشتم دیوونه میشدم به جانگ هو زنگ زدم:
الو سریع واسم لونا رو پیدا کن سریععععع
با...شه گوشیش روشنه
نمیدونممممم(داددد)
باشه الان چک میکنم بهت خبر میدم
سریعععع


لونا
بالخره دخترا اومدن
 سانا:واییی لونا چقدر سکسی شدی دختر
 لونا:هه به پا تو نمیرسم که تو چطوری جینو
 جینو:خوبم مرسی
 سانا: تو رو خدا ببینشا یکمم عوض نشده هنوز همون خجالتیه که بوده
لونا: اره جینو خجالتی

کوک

الو کوک پیداش کردم فقط...
فقط چی؟؟؟؟؟
فقط رفته بار
هه خوبه پس
چی؟؟؟
ادرسو بفرست دیگه هم دخالت نکن
با...باشه
(ادرسو گرفتمو رفتم سمت بار...........
#Milla
#FICEJBAR
دیدگاه ها (۱۲)

Love&HateP.9"دوباره ویو جونگکوک"دیدم پنج تا میسکال از یونا د...

Forbidden love⑦فرداساعت ۶ بعدازظهر بود.... ا/ت: رینا باز امر...

Kim v

38part لارا از پله‌ها اومد پایین و چمدونش رو روی زمین گذاشت....

True Love①⑤این وسط عوضی خیانکار منم... سرم خیلی درد میکرد نم...

★دستبند ما؟!...p⁵(end)با اطمینان گفتم:"همه چیز رو درست میکنم...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟔_ برو می‌خوام تنها باشم نیم نگاهی به چمدو...

رمان : رفتار سرد

مدلینگ (پارت ۸۸)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط