زمانِ ما اصلا اینطوری نبود ؛

زمانِ ما اصلا اینطوری نبود ؛
ما رومون نمیشد اصلا به زبون بیاریم ،
آدم اصلا خجالت میکشید ،
اگه یهو توو کوچه ای جایی
طرفو میدیدیم
قلبمون از سینه در میومد ..
دلمون ضعف میکرد واسه دیدنش ،
ولی راه‌مونو یه طرفه دیگه میکردیم که
یوقت چشم توو چشمی چیزی نشیم ،
آب شیم از خجالت !
زمان ما اینطوری نبود ؛
ده بار توو دلت باید کلنجار میرفتی
تا به یکی جرات کنی بگی :
"خانوم ما از چشم و ابرو شما
الگو میگیریم واسه شعرامون ،
واسه نقاشی‌هامون ،
واسه تصوّرتون توو خیالامون ؛
آدم اصلا شصت بار سرخ میشد ..
یهو نمیدونم چیشد ،
"فیسبوک" و ده تا از این مدل
برنامه های کوفت و زهرماری اومدن !
یجوری شد که دیگه
تو نمیرفتی سرکوچه بشینی تا
شاید امروز رد بشه و
ببینیش و آروم بگیری ،
انقد راحت شده بود که نه خودت ،
بلکه یه میلیون آدم دیگه ام میتونستن
اون حالت از بودنش توو عکساشو ببینن ؛
ببین این خودش یه درده !
من انقد انحصار طلب بودم که
دوس نداشتم اون حالتی که من دیدمشو
کسی دیگه ببینه !
میخوام بگم زمانِ ما هیچ کدوم از اینا که
الان به وُفور دارید میبینید نبود ؛
زمان ما هنوز "کراش" اختراع نشده بود ،
"اینستگرام" به ذهن سازنده اش نیومده بود ،
"دوستت دارم الکی" فراوونیش نبود ،
زمان ما خیلی خوب بود ، خیلی !
دیدگاه ها (۱۴)

دلش می‌خواست لباسا و همونجا پاره کنه و آتیش بزنه و دور بریزه...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۵۳

Part 9

صدایی از کامیل نشنید تازه فهمید تو چه موقعیتی هستن. خودشو مر...

تکست آهنگ ایستگاه شهر یخ علی سورنا [ورس یک]خیس سرد و ساکتعرق...

پارت ۱۸

دپطور..غم انگیزترین..دردناک..‼️💔✔️🚬

سقوط درخشان یک دیوانهپارا ۱۹ *مروادید*چند ساعت بعد .داداشی ....

پارت: 20 (بخش3) **زاویه دید: زین**«عصر بخیر، خانم‌ها!» تایلر...

دختر ماه و پسر خورشید پارت سوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط