لیاقَت مےخواهَد بُودَن دَر زِندِگے دُختَرے کھ با تمَامِ ع

لیاقَت مےخواهَد بُودَن دَر زِندِگے دُختَرے کھ با تمَامِ عِشقَش ، نبَودَنت را اَشک مےریزَد ... تَعجُّب نَکُن !!.. دَر بے لیاقَتے تُو شَکےنیْست ... بـــُـــــــرو!!!! تَرس از هیـــچ چیـــز نـــَدارَم ,وَقتے یَقیـن دارَم بیشـتَر از مـَن کَســے دوستـَت نَخـــــــواهَد داشت بیشتَر از من کَسے طاقَت کم مَحـلَےََ هایـت را نـدَارد بُـــــــــــــرو !!!! تَرس بـَـرای چه ؟؟ وَقتے مے دانَم یکــ روز تُف مــے اندازے به روی تَمـــام آنهایے کـــه به خاطِرشــــان مَن را از دسَت دادی...
#vampire
#no_copy_block
دیدگاه ها (۱)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۵واقعاً همچین فکری...

خسف | یک گفتگوی کوتاه با شما

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش دوم_می‌نشینم"مامان اون فوق العاده ست باید ...

پارت ۴۱ تهیونگ چند دقیقه بود از دور به لینا نگاه می‌کرد.هر ب...

پارت ۳: رقصِ رنگ‌ها و نت‌هاهفته‌های بعد، مدرسه‌ی شلوغ و پر س...

Heir of Light and Darknesspart : 17تهیونگ رو به اتاقی تاریک ...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹²ویو تهونگ___عصر بود، و...

سناریو مایکی{جنگل چشمات}مرد از دور اونو دید و یخ ابروش انداخ...

شروع 🎀کفش ها و دستکش هارو پوشید و احساس احمق بودن کرد لباس ب...

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط