عـاشـــق اون روزیـم کـہ

عـاشـــق اون روزیـم کـہ

دخـتـرم از مهــد ڪودک بـیــاد

تنـد تـنـد سـلام کنـہ

بعـد بگـہ " فـلـدا تـولــد دوشتـمـہ"

یـہ خـورده مکث کنـہ

بـعـد مـوهـاشـو بـکـشـہ

پـاهـاشـو بـکـوبـہ زمـیـن

و جیــــغ بکـشـہ و بگـہ:

" حـــالا چـی بـوپـوشـــم "
دیدگاه ها (۲۱)

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

پارت پنج

پارت ۵۲

آسای دست و پا چلفتی

part ⁴دست اجوما رو گرفتم و باهم از اون انباری خاک خورده اومد...

پارت 22 رمان عشق مدرسه ای و هیونجین وقتی به خونه رسید ات رو ...

Pat:8اسم: عاشق چشماش شدمکوکی. زنگ زدم به ا.ت و گفتم امروز وس...

«رایحه پنهان»جونگکوک از اینکه پسر بدون هیچ اعتراضی همون‌جا ا...

مهمونی خطرناکپارت:25ویو اتبابام با اخم به جونگ کوک نگاه میکر...

سناریو خط قرمز پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط