{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عـاشـــق اون روزیـم کـہ

عـاشـــق اون روزیـم کـہ

دخـتـرم از مهــد ڪودک بـیــاد

تنـد تـنـد سـلام کنـہ

بعـد بگـہ " فـلـدا تـولــد دوشتـمـہ"

یـہ خـورده مکث کنـہ

بـعـد مـوهـاشـو بـکـشـہ

پـاهـاشـو بـکـوبـہ زمـیـن

و جیــــغ بکـشـہ و بگـہ:

" حـــالا چـی بـوپـوشـــم "
دیدگاه ها (۲۱)

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

آسای دست و پا چلفتی

پارت 22 رمان عشق مدرسه ای و هیونجین وقتی به خونه رسید ات رو ...

part ⁴دست اجوما رو گرفتم و باهم از اون انباری خاک خورده اومد...

#تجربه_من ١١١۴#ازدواج_در_وقت_نیاز #فرزندآوری#دوتا_کافی_نیست#...

🖤 قفس سیاهپارت بیست‌ونهم | دخترممرد چند قدم جلو آمد.لانا با ...

#ازدواج_اجباری P14خبری که باعث میشد کیم غوغا به پا کنه🥲بعد ا...

«رایحه پنهان»جونگکوک از اینکه پسر بدون هیچ اعتراضی همون‌جا ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط