𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

**پارت ۱۶**

پایان فلش‌بک

ویو نویسنده:

شاید بگید: «الان چی شد؟ یه‌دفعه اومد تو اتاق و گفت دوستت دارم، دوست‌دخترم می‌شی؟»

خب، می‌تونم بگم قبلش تهیونگ دل لیا خانم رو با کارهاش برده بود. تازه، نمی‌تونم بگم لیا هم از همون اول هیچ حسی به تهیونگ نداشته.

و آره دیگه، این‌جوری عاشق هم شدن، دوستان! 😂

من دیگه برم، وایییی!

ویو لیا:

بعد از کلی جوک و فیلم دیدن، از اتاق جونگکوک اومدم بیرون، چون بهم گفت بیا فیلم ببینیم. هرچی باشه، اون پسرعمومه و من به‌عنوان پسرعمو خیلی دوستش دارم.

دیگه برم بخوابمممممممممم!

ویو ساعت ۹ صبح:

+ الو؟ دوهیون، کجایی؟ همه منتظرتن!

* دخترم، مطمئنی با کس دیگه‌ای نیست؟

+ بابا، چی می‌گی؟ این بشر سر مأموریت‌هاش همیشه همین‌جوریه.

& اووو، چه بد.

% حالا می‌خوای بعداً خودش بیاد؟

+ من بدون دوهیون جایی نمیام... دوهیون یا یک دقیقه دی...

- اومدممممممممم! سلام!

& % @ سلام!

+ سلام، ایشون...

- خوشبختم.

& منم همین‌طور، پسرم. مراقب دخترم خیلی باش. فردا می‌بینمتون.

- چشم، حتماً.

@ واییی، آقای دوهیون! فکر نمی‌کردم ازدواج کنید! من روتون غیرتی بودم، خیلی ناراحتم کردید!

- اوهه، جدی؟ ولی بدون شک می‌تونم بگم فقط شما نیستین...

نویسنده: ریدی عزیزم! 😂

+ الان چی گفتیییی؟!

- اییی، ببخشید! از دهنم پرید.

*
+ آره، جون خودت...
--------------------------------------------------
شرط های پارت 15 و 16

🦇 𝑭𝒐𝒍𝒍𝒐𝒘 ➜ 14 🖤
🕷️ 𝑳𝒊𝒌𝒆 ➜ 10🩸
دیدگاه ها (۱۳)

لیا : فقط احساس می‌کردم بهش مدیونمکوک : مدیون ؟! چرا ؟!لیا :...

پارت دو لیا: باشه خفه میشممامان: دخترم ما دیگه میریم مراقب خ...

{ مافیایی برای من }پارت:۱۰رفت تو اتاق:+سلام یونگی /سلام هیون...

پارت ۸× خداحافظ+ خداحافظ...............‌‌‌.‌‌‌‌....ویو فردا ...

سلام خوبین ؟خواستم یه موضوعی رو باهاتون به اشتراک بزارم من ق...

پارت پانزدهم صبح ویو تهیونگ: به سمت اتاق جونگکوک رفتم تا ببی...

#میکاپ_آرتیست_من

𝐋𝐢𝐤𝐞 𝐚𝐧𝐠𝐞𝐥. Part18«ویو فردا»- لیا ...+جانم-بیدار شو +بیدارم-...

THE DARK SHADOWS

سلام سلام به همتون خوبید چه میکنید خب این سری قرار نیس از حا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط