{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بگوکجایی کوشی معلومه بیست چاری کوشی پهلومه اندزخم یه تک ز

بگوکجایی کوشی معلومه بیست چاری کوشی پهلومه اندزخم یه تک زنگت نمیدونی چه بغضی تو این گلومه تا خوبیو تووی ما دیدن هرچی صفحه بود پشت ماچیدن نمیدونی چقدر دلم تنگته اصن یه وضعی انگار پاچیدن وابده با بمون یا برو بزار تموم شه رابطه مگه بچه شدی تو چند سال
ته همش جرو بحث و بچه بازی کارته دلم هنوز بی تابته هنوزم نگران اون حالیته .مگه بچه شدی تو چند سالته همش جرو بحث و بچه بازی کارته دلم تنگه واسه غرز دنات هول زدنات توی چشمام زل زدنات نصف شب توو خیابان دور زدنا واسه بوی عطرت موی لختت حتی واسه عصبی شد نات
دیدگاه ها (۰)

رمان عشق یا خانواده پارت ۳۵

یه اتاق تاریک و یه مشت کاغذ خط خطیساعت چه تند میگذره ده زنگ ...

bad girl p: 61

بابا گفت-‌اشکال نداره یه وقت دیگه...-اره بابا-عزیزم داداشت ا...

چانگبین

×قسمت بیست وشش×پارت سه از صبح که بیدار شدم تا الان هی دارم ب...

رمان ترگل و کیانقسمت 8:#kosarjooonبه لبخندی اکتفا کردم و توی...

هرپستی رو نخوندی بدرک اینو تااخر بخون +22آقا کسایی که از دین...

ببخشید دیر شد قسمت 18روهم بعد افطار میذارم  فصل هفدهم .........

فصل ششمباگوشی حدیث شاید می تونستم دوباره صدای قشنگش رو بشنوم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط