(حتما بخونید)💔🖤

با دوست صمیمیم دعوا شد💔
خیلی ناراحتم
با هم کات=قهر کردم
اون خودش شروع کرد
نمیدونم چیشد که مامانش چش شد و به دوستم چی گفته😐(فکر میکنم در مورد مامانم و خودم بهش بد و بیراه گفته )و بهش گفته با من بازی نکنه.بعد یه هفته بعد بدون اعطلاع رسانی من رفتا عهش گبته چرا مامانت گفته با روشنا بازی نکنی؟ اونم گفته تا روشنا از مامانم معذرت خواهی نکنه منم نه باهاش بازی می‌کنم نه باهاش حرف میزنم.
بعد گفت تا از مامانم معذرت خواهی نکنی نه باهات بازی می‌کنم
منم خودم رو جمع و جور کردم و تیم خودمو تشکیل دادم 🙂
من،رونیکا،سما
ایم دوست خیانت کارم😒نیروانا
رونیکا و سما دوست صمیمی بودن تا اینکه من مثل گل بینشون شکافتم😂اونها چند روز حرف های دم گوشی میزدن ولی بعد سه تایی شدیم.نیروانا تم با دوست قبلیمون که بعضی وقت ها باهاش بازی میکردیم رفت.اون خودش گفت باهاش بازی نکنیم بعد اولش رفت باهاش بازی کرد😐حالا از بحث ها دور شیم من سه دوست با وفا دارم:
سما،رونرکا،روشنا💝💖💗❤️‍🩹
دیدگاه ها (۳)

حاجی امروز رفتیم خونه دوست مامانم😐بهتون گفتم که میرم...بگذری...

(دلداده)ا/ت: یه بویی میاد سوا:.......ا/ت: غذاممممممممم بغل ک...

❌مهم❌خواهشا نیاین هیت بدین که سناریو هام رو خودم ننوشتم و هو...

Love&HateP.8"بازم ویو رامیلا" مامانم داشت در مورد مراسم حرف ...

Part8یه لگد محکم به دستگاه بچه سازیش زدم از درد افتاد زمین ا...

the first lie

نگاه نفرت انگیز ,, Hateful look ,,𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟓سه روز گذشته بود و ج...

چند پارتی

P.1 | ....وقتی یهویی.(ساعت حدود ۹ صبح بود که بالاخره چشمام ر...

پارت ۷ویو سوهی*بعد از گذشت ۵ ساعت خوابیدن بیدار شدم و دیدم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط