{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗

💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗💗
جونگ کوک :تهیونگ تو تا حالا به فکر ازدواج افتادی؟
تهیونگ :خب نه!چون.... نمیتونم بگم
جونگ کوک :ینی با خببب چیز!
تهیونگ :بعدا بهت میگم الاننننننن غذاتا بخور باشه!
جونگ کوک :تهیونگ فلفل بریزم برات؟
جونگ کوک :نههههههه!
جونگ کوک :از غذای تند خوشت نمیاد!
تهیونگ :نههههههه! ولی اشکالی نداره
جونگ کوک :بیا غذا منو بگیر منم غذا تورو میخورم مال من فلفلی نیست راحت بخور!
تهیونگ :جونگ کوک کوچولو ی من!
جونگ کوک :تهیونگ تو از من می‌ترسی؟
تهیونگ :برای چی بترسم من بیشتر با تو راحتم تا بقیه!
جونگ کوک :راستشو میگی!؟
تهیونگ :ارهههه!
جونگ کوک :تهیونگ تو دوس داری اسم بچه هاتا چی بزاری؟
تهیونگ :تهگوگ با نمیدونم.
جونگ کوک :تهگوگ؟
تهیونگ :ته مال تهیونگ گوگ مال کوک!
جونگ کوک :بیااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا بغلم!
تهیونگ :بیبی بوی کوچولو من!

#جذاب #خاص #BEAUTIFUL
دیدگاه ها (۱۹)

پسر بد (64)

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز 𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟐 فردای اون روز، وقتی وا...

معامله p32جونگ‌کوک بعد از اینکه به کیارش شیر داد، او را آرام...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : Seventeenویوی تهیونگ :+خب حالا ل...

ویو جونگ کوک صبح:از خواب بیدار شدم و یاد اتفاق های دیروز افت...

ᴛᴇᴋᴏᴏᴋ | تک‌پارتی«پسر غرغرو روی من ☆»تهیونگ: چاگی، میای بریم...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتپارت ۲۶ | «نامی در میان وسایل قد...

Heir of Light and Darknesspart : 11وقتی رسیدن به خونه تهیونگ...

Iove and the moonPart21جیمین: تمام هم کار ها توجه کن خانم ...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۰: یه زندگی سادههنوز لبخند آرامی روی صورت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط