ازدواج اجباری(part 9)

ازدواج اجباری(part 9)

*ا/ت ویو
رفتیم حلقه بخریم که من همش گیر میدادم واقعا زشت بودن
_اون خیلی بده
........
_از این خوشم نمیاد
+ا/ت ازدواج ما الکیه
_میدونم ولی نباید حداقل چیزای خوشگل بخریم؟
+هوففف
...........
_این که اصلا
ـ...........
_این برای انگشتم کوچیکه به دست کوکم نمیاد
"کوک
_شوهرم
"اها
........
_این بد نیست
......
_این عالیهه
+اخخخ بلاخره خانم یه چیزی پسند کرد
_افتخار کن همچین زن با سلیقه ای داری
+اصن اوفف عالی
_اینو لطفا برامون بذارید
"حتما مبارکتون باشه
_+مرسی
"زوج خوبی هستید
_+(لبخند زوری)
*شب
_اخخخخ جونگکوک خسته شدم
+چه عجبببب
_میشه اینارو بیاری بالا
+میگم خدمتکارا بیارن
_باشه
داشتیم میرفتیم اتاق که گفتم
_وایسا
+چیه
_بذار من لباسمو عوض کنم بعد بیا تو بعد من میرم بیرون تو عوض کن
+ول کن بابا یکیمون بره توی حموم اتاق
_ایشششش، تو برو توی حموم
+باشه
رفتیم توی اتاق کوک رفت توی حموم انتظار داشتم بیاد ولی صدای اب حموم اومد
_من میخواستم دوش بگیرم(داد)
+حالا که من رفتم کوچولو(داد)
_ایششش به من نگو کوچولو(داد)
+در برابر من که هستی(داد)
_تو زیادی بزرگی(داد)
+نخیر تو زیادی ریزی(داد)
_نخیر...(داد)
+بابا بذار دوشمو بگیرم دیگه عه(داد)
هوففف از خودراضی لجباز
ادامه دارد...
شرطا:
۳۴ لایک
۵۰ کامنت✨
دیدگاه ها (۶۶)

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

سناریو خط قرمز پارت اخر

سناریو ایدل رویایی پارت ۴

ادامه قبلی

تکپارتی جونگ کوک

«قراردادِ سیاه» p1باران شدیدی روی عمارت قدیمی خانواده‌ی جون ...

فیک تهیونگ

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

تهیونگ پرسید: بچه مگه شما کرم دارینکوک و ا/ت: هاالیسا: ببین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط