می می سان
_ صبح بخیر آقای فوجیتا .. میشه چندتا کرپ به من بدین لطفا ؟
٪ بله البته ساکورا جان
_ ممنون
_ رفتم نشستم روی صندلی شیرینی فروشی
و ساک رو باز کردم توش یه پالتوی سفید بود
با یه لاک سفید و آبی
(عکس پالتو رو گذاشتم )
_ برای بابا چه بهونه ای بیارم
برش زمانی ***نیم ساعت بعد خونه
_ من اومدم بابا
# خوش اومدی .. چیزی خریدی به جز کرپ ؟
_ اره داشتم همین طوری مغازه ها رو نگاه میکردم از یه پالتو سفید خوشم اومد دو تا لاک هم خریدم
# خوب کاری کردی .. خب برو دست و صورتت رو بشور بیا غذاتو بخور
# الو مگومی ردی از اون کسی که نمایش دیشب رو راه انداخته بود پیدا کردی
@ اره ... همون نفرين که بخیه داره
# خدا لعنتت کنه گتو
# ساکورا داره میاد بعدا حرف میزنیم
# خب بیا بشین کرپتو بخور
_ باشه
_ بابا داشت لباس میپوشید که بره بیرون
# ساکورا تو هم لباس بپوش با هم بریم
_ باشه
# می خوام برم یه سر جوجوتسو
فکر کنم اونجا با پاندا و بقیه بهت خوش بگذره
برش زمانی ***جوجوتسو
● اه خدا خسته شدم ...
_ سلام ....
● سلام دختر کوچولو
@ سلام ساکورا سان حالت خوبه؟
_ اره من حالم خوبه
@ خب چیزی میخوری ؟
_نه همین الان صبحانه خوردم
● می خوای به زور به بچه غذا بدی مگه گاو صندوقه هر ساعت هر دقیقه بهش غذا بدین
(علامت نانامی ~)
_ عمو نون سنگگگگ
~ جان ... تو کی هستی بچه
@ نانامی سنپای .. این
~ اها الان یادم اومد تو آتیش پاره ی گوجو سانی هستی نه ؟
~ عمو نون سنگگ کیه ؟
_ بابا روت این اسم رو گذاشته
~ که بابات گذاشته ... پدرت رو در میارم گوجو
_ عمو نون سنگگ
~ بچه جون نون سنگگ نه عمو نانامی تکرا کن
# نه عزیزم همون نون سنگگ درسته
اسم اصلیش که نون بربریه ولی حالا من سلیقه به خرج دادم گذاشتم نون سنگگ
~ من تو رو جرت______
@ جلوی بچه حرف بد نزنید لطفا یاد میگیره
# ساکورا تو برو با پاندا بازی کن
(علامت می می ☆)
☆ سلام بانوی جوان حالت خوبه ؟
_ اره شما باید خاله می می باشید ؟
☆ اره من خاله می می هستم ... میخوای یه هدیه بهت بدم
_ چی مثلا
☆ شماره کارتت رو بگو **
۶۰ ۳۷ ۸۹ ۵_________ _
☆ افرین ... هر چی پول برات ریختمو برای خودت هر چی می خوای بخر
+ و بله دوستان همه مشغول حرف زدن شدن
که ساکورا رفته بود تو اتاق مدیر یاگا و رو میزش دراز کشیده بود
= یا خدا ..... تو بچه کی هستی .. تو. تو ساکورا نیستی
_ عمو پشمک
= به من نگو عمو پشمک بچه
_ بابا گفت بهت بگم عمو پشمک
= ساتوروووووووووووووووو
# ای خدا باز چیشده ... ساکورا ... ساکورا کجا رفتی ؟؟
= ساتورووووووو بیا این بچتوووووو جمع کنننننننننن
# یا حضرت پسر خاله سوکونا
# ساکورا ... همون جوری دارز بکش من یه عکس بگیرم
= بیا اینو جمعش کنننننننننننن
☆ ساکورا سان بیا بریم اتاق من باشه ؟
_ باشه
٪ بله البته ساکورا جان
_ ممنون
_ رفتم نشستم روی صندلی شیرینی فروشی
و ساک رو باز کردم توش یه پالتوی سفید بود
با یه لاک سفید و آبی
(عکس پالتو رو گذاشتم )
_ برای بابا چه بهونه ای بیارم
برش زمانی ***نیم ساعت بعد خونه
_ من اومدم بابا
# خوش اومدی .. چیزی خریدی به جز کرپ ؟
_ اره داشتم همین طوری مغازه ها رو نگاه میکردم از یه پالتو سفید خوشم اومد دو تا لاک هم خریدم
# خوب کاری کردی .. خب برو دست و صورتت رو بشور بیا غذاتو بخور
# الو مگومی ردی از اون کسی که نمایش دیشب رو راه انداخته بود پیدا کردی
@ اره ... همون نفرين که بخیه داره
# خدا لعنتت کنه گتو
# ساکورا داره میاد بعدا حرف میزنیم
# خب بیا بشین کرپتو بخور
_ باشه
_ بابا داشت لباس میپوشید که بره بیرون
# ساکورا تو هم لباس بپوش با هم بریم
_ باشه
# می خوام برم یه سر جوجوتسو
فکر کنم اونجا با پاندا و بقیه بهت خوش بگذره
برش زمانی ***جوجوتسو
● اه خدا خسته شدم ...
_ سلام ....
● سلام دختر کوچولو
@ سلام ساکورا سان حالت خوبه؟
_ اره من حالم خوبه
@ خب چیزی میخوری ؟
_نه همین الان صبحانه خوردم
● می خوای به زور به بچه غذا بدی مگه گاو صندوقه هر ساعت هر دقیقه بهش غذا بدین
(علامت نانامی ~)
_ عمو نون سنگگگگ
~ جان ... تو کی هستی بچه
@ نانامی سنپای .. این
~ اها الان یادم اومد تو آتیش پاره ی گوجو سانی هستی نه ؟
~ عمو نون سنگگ کیه ؟
_ بابا روت این اسم رو گذاشته
~ که بابات گذاشته ... پدرت رو در میارم گوجو
_ عمو نون سنگگ
~ بچه جون نون سنگگ نه عمو نانامی تکرا کن
# نه عزیزم همون نون سنگگ درسته
اسم اصلیش که نون بربریه ولی حالا من سلیقه به خرج دادم گذاشتم نون سنگگ
~ من تو رو جرت______
@ جلوی بچه حرف بد نزنید لطفا یاد میگیره
# ساکورا تو برو با پاندا بازی کن
(علامت می می ☆)
☆ سلام بانوی جوان حالت خوبه ؟
_ اره شما باید خاله می می باشید ؟
☆ اره من خاله می می هستم ... میخوای یه هدیه بهت بدم
_ چی مثلا
☆ شماره کارتت رو بگو **
۶۰ ۳۷ ۸۹ ۵_________ _
☆ افرین ... هر چی پول برات ریختمو برای خودت هر چی می خوای بخر
+ و بله دوستان همه مشغول حرف زدن شدن
که ساکورا رفته بود تو اتاق مدیر یاگا و رو میزش دراز کشیده بود
= یا خدا ..... تو بچه کی هستی .. تو. تو ساکورا نیستی
_ عمو پشمک
= به من نگو عمو پشمک بچه
_ بابا گفت بهت بگم عمو پشمک
= ساتوروووووووووووووووو
# ای خدا باز چیشده ... ساکورا ... ساکورا کجا رفتی ؟؟
= ساتورووووووو بیا این بچتوووووو جمع کنننننننننن
# یا حضرت پسر خاله سوکونا
# ساکورا ... همون جوری دارز بکش من یه عکس بگیرم
= بیا اینو جمعش کنننننننننننن
☆ ساکورا سان بیا بریم اتاق من باشه ؟
_ باشه
- ۱۱.۰k
- ۳۰ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۳۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط