.

.

گفتی چه خبر...!؟ از تو چه پنهان خبری نیست
در زندگی‌ام غیر زمستان خبری نیست

در زندگی‌ام، بعد تو و خاطره‌هایت
غیر از غم و اندوه فراوان خبری نیست...

انگار نه انگار دل شهر گرفته‌ست
از بارش بی وقفه‌ی باران خبری نیست

ای کاش کسی بود که می‌گفت به یوسف؛
در مصر به جز حسرت کنعان خبری نیست...

از روز به هم ریختن رابطه‌ی ما
از خاله زنک بازی تهران خبری نیست

گفتند که پشت سرمان حرف زیاد است
از معرفت قوم مسلمان خبری نیست...

در آتش نمرود تو می‌سوزم و افسوس
از معجزه‌ی باغ و گلستان خبری نیست

در فال غریبانه‌ی خود گشتم و دیدم
جز خط سیاهی ته فنجان خبری نیست

گفتی چه خبر...!؟ گفتم و هرگز نشنیدی
جز دوری‌ات ای عشق، به قرآن خبری نیست...
دیدگاه ها (۰)

#بفرست_براشجز تو کسی در دل ما نیست #الهی نظری کن...بین سوخته...

و هان ای تصدقت شوم قربان درد بازوهایت برومبیا فالت را بگیرم ...

🚨 طنز تلخدو پیرمرد ٩٠ ساله، به نامهاى بهمن و خسرو، دوستان بس...

👑 پارت ششم | خبری که نباید می‌شنیدسکوت میز شام چند ثانیه ادا...

تکست آهنگ ایستگاه شهر یخ علی سورنا [ورس یک]خیس سرد و ساکتعرق...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p58نینا شونه بالا انداخت.«خب... تا قبل از...

My lovely neighbor part : ۷۳

زیبای کوچک فریبکار

راز خون پارت یازدهم

روی در، نشان کلاغ سیاه حک شده بود.همان نشانی که بارها روی نا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط