عشق مافیایی

عشق مافیایی
part=5

/من اجوما هستم خدمتکار و اشپز این عمارت
+اها منم کاترینم خوشبختم
/همچنین اگر چیزی نیاز داشتید بهم بگین
+چشم ممنونم
داشت میرفت ک صداش کردم
+اجوما ببخشید یه سوال داشتم
/جانم بفرمایید؟
+اتاق اقای جونگکوک کجاست
اتاق و بهم نشون داد
+اها خیلی ممنونم اخه ازشون لباس میخوام
اینو گفتم ک فکر بد نکنه
/اها باشه عزیزم من لباسی اندازه شما ندارم وگرنه بهتون میدادم
ازش تشکر کردم
لبخندی زد و رفت
منم رفتم سمت اتاق کوک
در زدم
+جونگکوک
جوابی نداد
گفتم: من اومدم تو
همین ک در و باز کردم دیدم جونگکوک لخت خوابیده
بعد ب صورتش نگاه کردم شبیه خرگوش بود خیلی کیوت بود
بعد یه چن دقیقه ب خودم اومدم و سریع در و بستم
+بهتره وقتی بیدار شد بهش بگم
و رفتم طبقه پایین که دیدم......
ث
نظراتون و بگید 🙈
شرطا
5 لایک
3 کامنت
اگر شرطا انجام شد شب براتون پارت 6 میزارم😊
❤️✨🧚‍♀
دیدگاه ها (۸)

عشق خیانت انتقام

#عشق در نگاه او part 8%هعی چرا نگاش می کنین برین سر کارتون +...

Part ²⁸ ویو لیلی ساعت 8 شب همینجوری نشسته بودم و به نیم...

مافیای من

همسر غیره منتظره

the first lie

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

Part8یه لگد محکم به دستگاه بچه سازیش زدم از درد افتاد زمین ا...

ادامه پارت (۱۴)

رمان :«پسر عموی جذابم»part:3ویو «علی»امروز روز اول دانشگاه ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط