{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ترا من چشم در راهم

ترا من چشم در راهم
شباهنگام در آندم که دره ها چون مرده ماران خفتگانند
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
گرم یاد آوری یا نه
من از یادت نمی کاهم
تو را من چشم در راهم . . .
دیدگاه ها (۱)

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿ تو را من چشم در راهمشباهنگامکه می‌گی...

آخرش می‌فهمیکه نشانه‌هاهیچ‌وقت به تو دروغ نمی‌گویند.ما هستیم...

پدرم نیست ...

می گویند بعضی آتشها برای گرم کردن دست ها نیستند؛ برای روشن ن...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.part ¹Season:¹....

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌و‌هشتم: بیدار شو---شانه‌اش را بستم.با د...

#دیوانه‌بازی...شاید بعد از ظهر گرم تابستون خواب زده شدم..تو ...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

🖤 قراردادی که واقعی شدپارت ۱۲ | آن شب چه شد؟هانا چند ثانیه ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط