تو اون شام مهتاب کنارم نشستی عجب شاخه گل وار به پایم شکست

تو اون شام مهتاب کنارم نشستی عجب شاخه گل وار به پایم شکستی

قلم زد نگاهت به نقش آفرینی که صورت گری را نبود این چنینی

پری زاد عشق و مهاسا کشیدی خدا را به شور تماشا کشیدی

تو دونسته بودی چه خوش باورم من

شکفتی و گفتی از عشق پرپرم من

تا گفتم کی هستی تو گفتی یه بی تاب  تا گفتم دلت کو تو گفتی که دریاب

قسم خوردی بر ماه که عاشق ترینی  تو یک جمع عاشق تو صادق ترینی

همون لحظه ابری رخ ماه و آشفت  به خود گفتم ای وای مبادا دروغ گفت

گذشت روزگاری از اون لحظهء ناب

که معراج دل بود به درگاه مهتاب

در اون درگه عشق چه محتاج نشستم

تو هر شام مهتاب به یادت شکستم

تو از این شکستن خبر داری یانه

هنوز شور عشق و به سر داری یا نه

هنوزم اگه تو شبهات اگه ماه و داری من اون ماه و دادم به تو یادگاری
دیدگاه ها (۲)

عشق خیانت انتقامpart11ویو جیمین:لارا در اتاق رو باز کرد ر...

My Arirang Part ۲۱جونکوک: خدای من نمی‌دونم تو چی فکر کردی ،،...

True Love②③فردا(شب) تهیونگصدای زنگ در رو شنیدمو رفتم در رو ب...

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

My lovely neighbor part : 66

My lovely neighbor part : 60

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹²ویو تهونگرسیدم به اتاق...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.9 کوک:خوبه*لبخند ک...

I'm not jealous part 66حرصی گفتم+برای هر کی جز من باشه گوشاش...

★دستبند ما؟!...p⁴پدرم که از تعجب و عصبانیت هیچی نمیگفت، با د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط