اٍنْقَده دوسْتـْــــــ دارَمَـ ..

اٍنْقَده دوسْتـْــــــ دارَمَـ ..

صُبْحـْــ مامانَمــْ دادْ بَِزنٍه هوےْ پا‌شـْـْـْـْـْـْـْـْـْو

لٍنْگٍــــــــهـ ظُهــــــــرٍهـ ..

بیـــــــــاد تِکونَمـــــ بِدهـ تا بیـــــــــــدار شَمــْ ..

اَمّٰا بِبینهٍـ آتیْـْـْـْـْـْـْشْ پـْـْـْـْـْـْارَشْ دیگْهـ

نَـفَـْـْـْـْـْـْـْـْـْـْس نمیکشـْـْـْـْـْـْـْـْهـ ..
#me#fatiwx#26
دیدگاه ها (۱)

"همه چیز از اونجا شروع شد!....🥊🎭🎸"#part_22🍷🎸چیزی نیست دختر.....

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۴ *سانیار*تو خواب خیلی ناز و شکن...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part76صبح با صدای بابا بیدار شدمداشت با تلفن ...

⭐🌕کاد فادر🌕⭐پارت ۱----------------------------------------⭐🌕...

پارت ۵

پارت اول: سایهٔ غریبهمن «میا» هستم، نوزده ساله. توی عمارتِ ب...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p77..............صبح، قلعه آروم‌تر از هم...

رمان عشق ممنوع

روز بعد ویو اتچشمام رو باز کردم هنوز تو اون اتاق بودم به سخت...

#مافیای_عاشق p:11 سلام سلام قشنگ های من چطورین؟من برگشتم با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط