چند لحظه ای باخودت خلوت کن

چند لحظه ای باخودت خلوت کن

چقدر فکر می‌کنی به اینکه چه کرده‌ای؟

تا کجای هفت آسمان هر شب سفر می کنی و چند بار برای معراج، از بید مجنون حیاط خانه مادربزرگ بالا رفته‌ای و چند بار خدا را در نقاشی‌های دوران کودکیت کشیده‌ای؟

چند بار بی آن که بدانی اسکناس آبی، دو هزار تومانی است و اسکناس قرمز دویست تومانی، فقط به خاطر اینکه قرمز را بیشتر دوست داشتی، پولت را با پیرمرد مستمند دندان گرد، عوض کرده‌ای؟

چند بار سلام داده‌ای خلق خدا را، بی آن که آشنایی با آن‌ها داشته باشی؟

چند بار نیایش کرده‌ای در پارک کنار کاج‌ها و چمن‌ها؟

ما پر از قید و بندیم.

آنقدر در بند واژه ها اسیریم که یک "تو هیچی نمی شوی" به برنده یا بازنده در زندگی، تبدیل‌مان می کند.
واژه ایزد، یزدان و پروردگار برایمان یعنی نیاز و تمنای رفع و رجوع یک دردسر!

وابستگی‌ها یقه مان را گرفته و امان‌مان را بریده است.
از ماست که بر ماست.

اَللّهُــــمَّ عَجـِّــل لِوَلیِّــــکَ الفَـــــرَج

برای حمایت از ما لطفا share کنید

پیج فرهنگی مذهبی چشم انتظاران مهدی (عج)
http://line.me/ti/p/%40suh1318r
دیدگاه ها (۳)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p60صداش پایین‌تر اومده بود، اما هر کلمه ا...

حکم قاضی آمریکایی که جهان را تکان داد.

🖤 OBSESSION | وسواسپارت یازدهم: بوسه‌ای برای فریببرای چند ثا...

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

وقتی اون تورو به سرپرستی می‌گیره و... p29 ویو ا.تنور آفتاب ا...

پارت هفتم: ایستگاه قدیمیصبح روز بعد، فضای هتل عجیب و سنگین ب...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①_بخش اول_ تو این دنیا بدون قدرت...

🍷 شراب قرمزپارت ۳۲ — خیانترینا هنوز به جمله‌ی مرد خیره مانده...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

پارت هفتم: «در تاریکیِ گلوله‌ها»با قطع شدن ناگهانی برق، تاری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط