۲ ببخشید تهیون...استاد ۲۱p
دختر با دیدن نگاه استادش آب دهنی قورت داد و به جزوه اش نگاه کرد
ته: همونطور که خبر دارید امروز امتحان داریم...خب منتظر چی هستین ؟صندلی هاتون رو مرتب کنید!
دانشجو ها سریع بلند شدن و صندلی هایشان را مرتب کردند و در نهایت استاد کیم از جایش بلند شد
ته: آزمون از فصل یک تا سه هستش ...ی بخشی هم تو هر برگه به سوال جدا برای هر دانش آموز طراحی شده! پس نمیتونید تقلب کنید ... جونگ ا.ت ..برگه ی شما
جئون سومین...لی سونگ می...
و همینطور برگه ها را به دانش آموز ها داد ا.ت برگه را در آورد و شروع به جواب دادن به سوالات کرد ولی سوالات درسی نبودند
سوال۱. چقدر استاد کیم رو دوست داری لیدی؟
سوال۲. دوست داری کلاس خصوصیت با استاد کیم کجا برگزار بشه؟
سوال۳. دوست داری استاد کیم رو ددی صدا کنی یا تهیونگ؟
دختر گیج شده بود و با صورتی متعجب سرش را بالا آورد چه به تهیونگ خیره شد و با اینا اشاره نشان داد که « این چه سوالاتیه؟»
و کیم هم با خنده ای شیطانی شانه بالا انداخت به منظور « نمیدانم »
دختر از ناراحتی زیر لب فحشی داد و به سمت برگه رفت و برای سوالات پاسخ نوشت
پاسخ سوال۱. آنقدر زیاد دوسش دارم که میتونم جلوی ما کلاس به بوسه ی طولانی باهاش داشته باشم
پاسخ سوال ۲. دوست دارم یا اتاق مخصوصش باشه یا اتاق خوابش
پاسخ سوال۳. وای این خیلی سخته ولی ددی رو ترجیح میدم
و در نهایت اضافه کرد
*پاسخ سوالات رو جدی نگیر اللخصوص سوال 3
و دستش را بالا آورد
ا.ت: استاد من تمام کردم
کیم: چه عالی برگتو بده من...
تهیونگ از جایش پاشد و به سمت دختر رفت و برگه را از دستش گرفت و یکی یکی جواب ها را خواند
سوال یک « ی لبخند ملیح »
سوال دوم « ی لبخند که چاله گونه اش را معلوم میکرد »
سوال سوم « حالا دیگه میشد دندان هایش را دید »
متنی که ا.ت برای تهیونگ نوشت: « نه تنها لبخندی را پاک کرد باعث شد تهیونگ با چهره ای پوکر به سمت کلاس برگردد تا آن را مدیریت کند »
ولی نتوانست نگاهش را از آ.ت بردارد و با چهره ای کیوت که میگفت« چرا ؟ » خیلی مظلومانه به او خیره شد
ناگهان نتوانست خود را کنترل کند و خیلی بلند جوری که همه بشنوند
کیم: جونگ ا.ت...تو داری.....ادامه داره
ته: همونطور که خبر دارید امروز امتحان داریم...خب منتظر چی هستین ؟صندلی هاتون رو مرتب کنید!
دانشجو ها سریع بلند شدن و صندلی هایشان را مرتب کردند و در نهایت استاد کیم از جایش بلند شد
ته: آزمون از فصل یک تا سه هستش ...ی بخشی هم تو هر برگه به سوال جدا برای هر دانش آموز طراحی شده! پس نمیتونید تقلب کنید ... جونگ ا.ت ..برگه ی شما
جئون سومین...لی سونگ می...
و همینطور برگه ها را به دانش آموز ها داد ا.ت برگه را در آورد و شروع به جواب دادن به سوالات کرد ولی سوالات درسی نبودند
سوال۱. چقدر استاد کیم رو دوست داری لیدی؟
سوال۲. دوست داری کلاس خصوصیت با استاد کیم کجا برگزار بشه؟
سوال۳. دوست داری استاد کیم رو ددی صدا کنی یا تهیونگ؟
دختر گیج شده بود و با صورتی متعجب سرش را بالا آورد چه به تهیونگ خیره شد و با اینا اشاره نشان داد که « این چه سوالاتیه؟»
و کیم هم با خنده ای شیطانی شانه بالا انداخت به منظور « نمیدانم »
دختر از ناراحتی زیر لب فحشی داد و به سمت برگه رفت و برای سوالات پاسخ نوشت
پاسخ سوال۱. آنقدر زیاد دوسش دارم که میتونم جلوی ما کلاس به بوسه ی طولانی باهاش داشته باشم
پاسخ سوال ۲. دوست دارم یا اتاق مخصوصش باشه یا اتاق خوابش
پاسخ سوال۳. وای این خیلی سخته ولی ددی رو ترجیح میدم
و در نهایت اضافه کرد
*پاسخ سوالات رو جدی نگیر اللخصوص سوال 3
و دستش را بالا آورد
ا.ت: استاد من تمام کردم
کیم: چه عالی برگتو بده من...
تهیونگ از جایش پاشد و به سمت دختر رفت و برگه را از دستش گرفت و یکی یکی جواب ها را خواند
سوال یک « ی لبخند ملیح »
سوال دوم « ی لبخند که چاله گونه اش را معلوم میکرد »
سوال سوم « حالا دیگه میشد دندان هایش را دید »
متنی که ا.ت برای تهیونگ نوشت: « نه تنها لبخندی را پاک کرد باعث شد تهیونگ با چهره ای پوکر به سمت کلاس برگردد تا آن را مدیریت کند »
ولی نتوانست نگاهش را از آ.ت بردارد و با چهره ای کیوت که میگفت« چرا ؟ » خیلی مظلومانه به او خیره شد
ناگهان نتوانست خود را کنترل کند و خیلی بلند جوری که همه بشنوند
کیم: جونگ ا.ت...تو داری.....ادامه داره
- ۹.۲k
- ۲۰ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط