{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفــــت و ڪَفــــت

رفــــت و ڪَفــــت
خــــُدانڪَهــــدارت

ڪَفتــــم بــــرو ولـــی
اڪَــــر سر راهـت خُـــدا رٱ دیدے

بڪَو: دڸِ شڪستــــہ
نڪَهــــدار نمــی‌خــــواهد ومن ماندهام تا قیامت دوباره به او برسم
دیدگاه ها (۱)

رئیس دوست داشتنی من پارت نهم صبح بود ومن درسرکار مشغول به کا...

پارت۲

P28بعد از ورزش زنگ خونه خورد انیا تو راه خوابگاه بود که در ا...

پارت ۲جونگکوک اونجا نشسته بود.سرش رو بالا آورد.«تو اینجا چی ...

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹²ویو تهونگرسیدم به اتاق...

پارت ۵

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³²ویو میکا_____چند دقیقه...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت چهارم : اما از سوی دیگر می‌ف...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :حساب، در آیات و احادیث...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط