رئیس دوست داشتنی من پارت نهم
رئیس دوست داشتنی من پارت نهم
صبح بود ومن درسرکار مشغول به کار بودم که ارام و ته آمدن از جام بلندشدم من و ته و ارام به هم سلام دادیم
جی هه: سلام ارام سلام ته
ارام: سلام جی هه حالت چه طوره؟
جی هه: 🥺🥺
ارام: چیزی شده دوباره؟
جی هه: نه فعلا موضوع همونی که گفتم همونه
ته: سلام جی هه ببخشید جواب سلامتو ندادم
جی هه: عب نداره ته
ته: چه خبر. چه طوری حالت خوبه؟
جی هه: سلامتی 🥺🥺 اوهوم خوبم
ته: مطئمنی؟
جی هه: آره
غروب شد ومن رفتم پیش مادربزرگم وقتی رسیدم کلی خوراکی و میوه و خلاصه همچی آورد ومن خوردم
شب شد ومن برگشتم کارنیمه رو تموم کنم که یهو رئیس کوک اومد
کوک: امروز زود تعطیل میکنم شرکت رو برو خونه
جی هه: چشم رئیس کوک
هوا یهو بارونی شد ومن بدون چتر تو خیابان قدم میزدم تا تاکسی چیزی پیدا کنم و برگردم خونه اما هیچ ماشینی نیست و پیاده به راه ادامه دادم تا رسیدم خونه داشتم درو باز میکردم که یهو صدا اومد
کوک: پخخ پخح جی هه
جی هه: یا بسمه الله وایی ترسیدممم رئیس کوک🥺
کوک: چیکار کنم میخاستی نترسی بعدشم مگه جن یا روح دیدی منم دیگه
رفت و منم خونه
شام خوردم موهامو شونه کردم فیلم دیدم تلفن حرف زدم چت کردم پوستمو مرطوب کردم شکلات داغ خوردم کتاب خوندم آهنگ گوش دادم و خوابیدم ولی شبم خیلی شبه دلگیر و عجیبی بودش حسابی خوش گذشت بهم ومن هم خوش حال بودم هم ناراحت ولی همچنان درشوکم که چرا هروز از دیروز سرد تر میشه؟
صبح بود ومن درسرکار مشغول به کار بودم که ارام و ته آمدن از جام بلندشدم من و ته و ارام به هم سلام دادیم
جی هه: سلام ارام سلام ته
ارام: سلام جی هه حالت چه طوره؟
جی هه: 🥺🥺
ارام: چیزی شده دوباره؟
جی هه: نه فعلا موضوع همونی که گفتم همونه
ته: سلام جی هه ببخشید جواب سلامتو ندادم
جی هه: عب نداره ته
ته: چه خبر. چه طوری حالت خوبه؟
جی هه: سلامتی 🥺🥺 اوهوم خوبم
ته: مطئمنی؟
جی هه: آره
غروب شد ومن رفتم پیش مادربزرگم وقتی رسیدم کلی خوراکی و میوه و خلاصه همچی آورد ومن خوردم
شب شد ومن برگشتم کارنیمه رو تموم کنم که یهو رئیس کوک اومد
کوک: امروز زود تعطیل میکنم شرکت رو برو خونه
جی هه: چشم رئیس کوک
هوا یهو بارونی شد ومن بدون چتر تو خیابان قدم میزدم تا تاکسی چیزی پیدا کنم و برگردم خونه اما هیچ ماشینی نیست و پیاده به راه ادامه دادم تا رسیدم خونه داشتم درو باز میکردم که یهو صدا اومد
کوک: پخخ پخح جی هه
جی هه: یا بسمه الله وایی ترسیدممم رئیس کوک🥺
کوک: چیکار کنم میخاستی نترسی بعدشم مگه جن یا روح دیدی منم دیگه
رفت و منم خونه
شام خوردم موهامو شونه کردم فیلم دیدم تلفن حرف زدم چت کردم پوستمو مرطوب کردم شکلات داغ خوردم کتاب خوندم آهنگ گوش دادم و خوابیدم ولی شبم خیلی شبه دلگیر و عجیبی بودش حسابی خوش گذشت بهم ومن هم خوش حال بودم هم ناراحت ولی همچنان درشوکم که چرا هروز از دیروز سرد تر میشه؟
- ۴۷۹
- ۱۱ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط