پارت ۶

پارت ۶
صبح روز بعد، با صدای زنگ گوشیم بیدار شدم.
سوفیا بود.
ـ لینا، امروز میای بیرون؟
ـ آره، چرا؟
ـ می‌خوام بریم یه کافه‌ی جدید. ساعت پنج آماده باش.
ـ باشه.
بعد از تماس، آماده شدم و از اتاق بیرون اومدم.
وقتی در آپارتمان رو باز کردم، هم‌زمان تهیونگ هم از طبقه بالا پایین اومد.
چشمش که به من افتاد، خیلی معمولی گفت:
ـ صبح بخیر.
ـ صبح بخیر.
چند قدم کنار هم راه رفتیم.
بعد تهیونگ پرسید:
ـ امروز کجا می‌ری؟
نگاهش کردم.
ـ چرا؟
ـ همین‌طوری پرسیدم.
ـ با سوفیا می‌رم بیرون.
ـ آهان.
همین.
اما لحنش یه‌جوری بود که انگار جوابم باب میلش نبود.
با شیطنت گفتم:
ـ مشکلیه؟
ـ نه.
ـ پس چرا این‌طوری گفتی «آهان»؟
ـ چه‌طوری؟
ـ ولش کن.
به آسانسور رسیدیم.
تهیونگ دکمه رو زد.
چند ثانیه بعد گفت:
ـ امروز ساعت چند برمی‌گردی؟
با تعجب نگاهش کردم.
ـ تو چرا بازجویی می‌کنی؟
خندید.
ـ بازجویی نیست.
ـ پس چیه؟
ـ کنجکاوی.
ـ خیلی کنجکاوی!
در آسانسور باز شد.
وارد شدیم.
تهیونگ دست‌هاش رو توی جیبش گذاشت و گفت:
ـ فقط مواظب باش دیر نکنی.
ـ چرا؟
ـ چون...
مکث کرد.
ـ چون فردا صبح زود باید بیدار شی.
ابروهام رو بالا بردم.
ـ من از کجا می‌دونم فردا باید زود بیدار شم؟
ـ نمی‌دونی.
ـ پس چرا گفتی؟
لبخند زد.
ـ نمی‌دونم.
خنده‌ام گرفت.
ـ تو خیلی عجیبی.
آسانسور به طبقه همکف رسید.
قبل از اینکه جدا بشیم، گفت:
ـ خوش بگذره.
ـ ممنون.
از ساختمان بیرون رفتم.
تهیونگ چند ثانیه از پشت پنجره‌ی راهرو نگام کرد که سوار ماشین شدم و رفتم.
بعد زیر لب گفت:
ـ فقط یه دوست دخترشه...
خودش از حرفی که زد تعجب کرد.
ـ چرا دارم اینو به خودم توضیح می‌دم؟
و همان لحظه برای اولین بار متوجه شد...
شاید این «کنجکاوی» درباره‌ی لینا، کمی بیشتر از یک کنجکاوی معمولی بود.
#رمان#رمان_عاشقانه#رمان_جدید#رمان_آنلاین#رمان_ویسگون#فن_فیکشن
#جونگکوک#جئون_جونگکوک#بی_تی_اس
#BTS
#Jungkook
#عاشقانه#مدرسه#عشق#پارت_جدید#پارت_بعدی#فالو#اکسپلور#ویسگون#داستان
دیدگاه ها (۵)

Borrowed LifePART3یکی دیگه هم هست؟! 😭تهیونگ چند لحظه به لینا...

پارت ۴۸ دو روز بعد، لینا همراه سوفیا برای خرید بیرون رفته بو...

چند پارتی تهیونگ

چندپارتی یونگی (درخواستی)

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟑ویو جونگکوکصدای آلارم کل ساختمان رو بر...

تک‌پارتی تهکوک | «عملیات نجات کیک»جونگکوک با قیافه‌ای کاملاً...

صبح روز بعد، ات از خواب بیدار شد و مدت زیادی به سقف خیره مون...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۱۲ — لو رفتی رها!جونگکوک از وقتی تهیونگ ...

ادامه ی پارت ۱۹۵

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط