ازدواج از روی اجبار۲ پارت ۲۵ اخر
💥*«ازدواج از روی اجبار۲ »*💥
خیانت از نوع مصلحتی 🍻
فلش بک به زمان نقشه ریزی___________________________
جونگ : خوب نقشه از این قراره که ما به مقر حمله میکنیم بعد از اینکه تمام افراد داخل حیات رو کشتیم افراد جیمین باید از قبل کلک افراد داخل کنده باشن و چند نفری رو گذاشته باشن البته باید از افراد خودمون باشن اونایی که بتونم بدل کاری کنن و وانمود کنن که مردن بعد ما داخل خونه حوله کنیم اونجا رو به تصرف در بیاریم و بعد از چند دقیقه جیمین و افرادش ما رو دستگیر کنن حالا یکم دعوا هم بشه و اینا بعد بریم یه عمرت اون ناکسا یکم شلوغ پلوغ کنیم تا بقیه بیان و حمله کنن ما و افراد جیمین هم که توی عمارتن میتونیم پیروز شیم
پایان فلش بک______________________________________
ج.ج:پس اون پیشگویی لعنتی درست بود
جیمین: متاسفم صفحه ای که مربوط به من بود کنده شده وگرنه دو برادر جئون این باند و خانواده گوربه گوری رو خراب نمیکنن نه درست میکنن
آره اگه تنها پیش میرفتن خراب میکردن ولی وقتی با هم هستن به هیچوج
پدر ا.ت:خوب نقشه بعدی ؟با اینا می خواید چه کنید؟
نامی: ما با یکی از افسران پلیس هماهنگ کردیم اونا رو تحویل آگاهی میدیم و طبق چیزایی از قانون خوندم حکم همشون اعدام هستش تا زمان اجرای حکم هم ما مراقبیم فرار نکن خوب دیگه می بریمشون
کوک: یک دقیقه ایست ، وایسا ببینم ا.ت کو؟
ته:بیمارستان دیگه ، هیول و سول اینا بردنش
کوک : چطوری اونقدر خوب همه رو زد ؟ اصلا باورم نمیشه ، اصلا بهش نمیخورد ، تازه تیرم خورده بود ، اصلا با عقل جور در نمیاد
کیمو :چی فکر کردی خواهر خیلی سال که بوکس و لینگ کار میکنه شما خبر ندارین
کوک:شوخی نکن
نویسنده:پدر کوک ، پدر میا ،خود میا و بقیه افرادشون به اعدام محکوم شدن و بعد پنج ماه تحقیق دقیق و پرداخت خسارات به افراد خسارت دیده و دستگیر مادر کوک و مادر میا این حکم اجرا شد البته مادر کوک و میا به حبس محکوم شدن
مدتی بعد بیمارستان ویو______________________________
ا.ت:دکتر چیشد حال خواهرم چطوره؟
دکی:همه چی خوبه خانم جئون نگران نباشید شما خاله دوتا بچه کوچولو شدید یه دختر و یه پسر
ا.ت:ای خداااا خیلی ممنون خیلی ممنون
کوک برو به جیمین بگو الان بچه هاش یتیم میشن
کوک:خدا روشکر ، چشم خاله نمونه (خنده)
ا.ت:آفرین عموی نمونه(خنده)
هوپی: بلاخره عمو شدم؟(ذوق زده)
ا.ت:البتهههههههههه
هوپی:هوراااااااااااا
جیمین جیمین
جیمین: چی شد ؟ حالشون خوبه؟خوبهدیگه
هوپی:بلاخره عمو شدمممممممم
جیمین:ای خدا ای خدا داشتم میمردم هوووف خیلی خوشحال خیلییییییییی
ته: بچه ها جمع شیم بخونیم
نامی:دوش همو بگیرین
پسرا: اوکی
پسرا بجز جیمین: ما همه عمو های نمونه ایم ،عموی دو بچه ی دیونه ایم ،یکشون الاغ و اون یکی خره ، پدرشون به دنبال دردسره ،دو دایی دارن که مثل خربازن دو خاله هم دارن که هندوونن
کیمو:من خربزم دیگه
کانگ:آره تو هم خری هم بز
جیمین:سول باید مراقب باشید الان تو هم پنج ماه بارداری
کوک: اااااا منم میخوام باباشم
هوپی:وایسا وایسا چرا دوتا داییی؟چرا دو تا خاله؟
کوک:خوب تو جای برادر هیولی دیگه پس دایی هم میشی و سول هم میشه خواهر هیول
هوپی:ایییییی جان دیگه به من میگن عمو هوسوک دایی هوسوک
سول:خیلی دوست داشتم خاله شم البته عمه هم شدم
ا.ت:آره بابا همه هم عمه شدیم هم خاله هم عمو هم دایی حالا همه بخونیم
همه:ما همه یه خانواده ایم، اسکل و شاسگول و با بهانه ایم (خنده)
???:بخندید که دنیارو قراره براتون سیاه کن
@:اون پسرا چطور میتونن خوشحال باشن
#:دختر قشنگم و کشتن الان دارن اینجوری میخندن این درست نیست درست نیست (بغض)
.
.
.
.
.
.
.
.
.
خمارییییی 😁😁😁
ادامه دارد........
خداحافظ 😘😘😘
پایان فصل دوم 🌄
خیانت از نوع مصلحتی 🍻
فلش بک به زمان نقشه ریزی___________________________
جونگ : خوب نقشه از این قراره که ما به مقر حمله میکنیم بعد از اینکه تمام افراد داخل حیات رو کشتیم افراد جیمین باید از قبل کلک افراد داخل کنده باشن و چند نفری رو گذاشته باشن البته باید از افراد خودمون باشن اونایی که بتونم بدل کاری کنن و وانمود کنن که مردن بعد ما داخل خونه حوله کنیم اونجا رو به تصرف در بیاریم و بعد از چند دقیقه جیمین و افرادش ما رو دستگیر کنن حالا یکم دعوا هم بشه و اینا بعد بریم یه عمرت اون ناکسا یکم شلوغ پلوغ کنیم تا بقیه بیان و حمله کنن ما و افراد جیمین هم که توی عمارتن میتونیم پیروز شیم
پایان فلش بک______________________________________
ج.ج:پس اون پیشگویی لعنتی درست بود
جیمین: متاسفم صفحه ای که مربوط به من بود کنده شده وگرنه دو برادر جئون این باند و خانواده گوربه گوری رو خراب نمیکنن نه درست میکنن
آره اگه تنها پیش میرفتن خراب میکردن ولی وقتی با هم هستن به هیچوج
پدر ا.ت:خوب نقشه بعدی ؟با اینا می خواید چه کنید؟
نامی: ما با یکی از افسران پلیس هماهنگ کردیم اونا رو تحویل آگاهی میدیم و طبق چیزایی از قانون خوندم حکم همشون اعدام هستش تا زمان اجرای حکم هم ما مراقبیم فرار نکن خوب دیگه می بریمشون
کوک: یک دقیقه ایست ، وایسا ببینم ا.ت کو؟
ته:بیمارستان دیگه ، هیول و سول اینا بردنش
کوک : چطوری اونقدر خوب همه رو زد ؟ اصلا باورم نمیشه ، اصلا بهش نمیخورد ، تازه تیرم خورده بود ، اصلا با عقل جور در نمیاد
کیمو :چی فکر کردی خواهر خیلی سال که بوکس و لینگ کار میکنه شما خبر ندارین
کوک:شوخی نکن
نویسنده:پدر کوک ، پدر میا ،خود میا و بقیه افرادشون به اعدام محکوم شدن و بعد پنج ماه تحقیق دقیق و پرداخت خسارات به افراد خسارت دیده و دستگیر مادر کوک و مادر میا این حکم اجرا شد البته مادر کوک و میا به حبس محکوم شدن
مدتی بعد بیمارستان ویو______________________________
ا.ت:دکتر چیشد حال خواهرم چطوره؟
دکی:همه چی خوبه خانم جئون نگران نباشید شما خاله دوتا بچه کوچولو شدید یه دختر و یه پسر
ا.ت:ای خداااا خیلی ممنون خیلی ممنون
کوک برو به جیمین بگو الان بچه هاش یتیم میشن
کوک:خدا روشکر ، چشم خاله نمونه (خنده)
ا.ت:آفرین عموی نمونه(خنده)
هوپی: بلاخره عمو شدم؟(ذوق زده)
ا.ت:البتهههههههههه
هوپی:هوراااااااااااا
جیمین جیمین
جیمین: چی شد ؟ حالشون خوبه؟خوبهدیگه
هوپی:بلاخره عمو شدمممممممم
جیمین:ای خدا ای خدا داشتم میمردم هوووف خیلی خوشحال خیلییییییییی
ته: بچه ها جمع شیم بخونیم
نامی:دوش همو بگیرین
پسرا: اوکی
پسرا بجز جیمین: ما همه عمو های نمونه ایم ،عموی دو بچه ی دیونه ایم ،یکشون الاغ و اون یکی خره ، پدرشون به دنبال دردسره ،دو دایی دارن که مثل خربازن دو خاله هم دارن که هندوونن
کیمو:من خربزم دیگه
کانگ:آره تو هم خری هم بز
جیمین:سول باید مراقب باشید الان تو هم پنج ماه بارداری
کوک: اااااا منم میخوام باباشم
هوپی:وایسا وایسا چرا دوتا داییی؟چرا دو تا خاله؟
کوک:خوب تو جای برادر هیولی دیگه پس دایی هم میشی و سول هم میشه خواهر هیول
هوپی:ایییییی جان دیگه به من میگن عمو هوسوک دایی هوسوک
سول:خیلی دوست داشتم خاله شم البته عمه هم شدم
ا.ت:آره بابا همه هم عمه شدیم هم خاله هم عمو هم دایی حالا همه بخونیم
همه:ما همه یه خانواده ایم، اسکل و شاسگول و با بهانه ایم (خنده)
???:بخندید که دنیارو قراره براتون سیاه کن
@:اون پسرا چطور میتونن خوشحال باشن
#:دختر قشنگم و کشتن الان دارن اینجوری میخندن این درست نیست درست نیست (بغض)
.
.
.
.
.
.
.
.
.
خمارییییی 😁😁😁
ادامه دارد........
خداحافظ 😘😘😘
پایان فصل دوم 🌄
- ۱۷.۷k
- ۱۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط