مافیای عاشق

پارت ۱۰
دکتر اومد و بهمون گفتش که هم مادر سالمه هم اون دوتا فسقلی من و ات بهم نگاه کردیم و شوکه بودیم که دکتر گفت بله بچه ها دو قلو هستن یکیشون دختر و اون یکی پسره خیلی خوشحال بودیم ولی انگار ات هم زمان با خوشحالی نگران بود کمکش کردم بره داخل ماشین بشینه بعدش راه افتادیم به سمت خون تا ۵ ماه همه ی جلسه هامو کنسل کردم فقط برای ات
ویو ات
وقتی فهمیدم دوقلو باردارم خوشحال شدم ولی نگران بودم برای بچه ها اتفاقی بیوفته
پرش زمانی به موقع شام
زمان شام بود جیهوپ دستمو گرفت تا بریم سر میز روی صندلی نشستم که جیهوپ بهم گفتش باید یکچیزی بهت بگم نگران شدم که چی شده ولی تو همین نگرانی بهم گفت قراره تا موقع بدنیا اومدن بچه هامون پیشتون بمونم
پرش زمانی به ۴ ماه بعد
جوری که دکتر گفته بود قرار بود تا ۲ روز دیگه بچه به دنیا بیاد پس کم کم داشتم وسایل هامو جمع میکردم برای بیمارستان جیهوپ هم کمکم میکرد یهو احساس کردم که لباس زیرم خیس شد رفتم داخل دستشویی و دیدم....
#بنگتن #کیپاپ#بی_تی_اس #جین #سوکجین #آر_ام #آرام#مین_یونگی #شوگا #آگوست_دی #جیهوپ #هوسوک #جانگ_هوسوک #جیمین #پارک_جیمین #کیم_تهیونگ #تهیونگ #وی #جونگ_کوک #کوک #فیک #فیکشن#ری_اکشن #سناریو #تصور_کن #تصور_کنید #تصور_کنید_بی_تی_اس #تصور_کن_بی_تی_اس #ریاکشن #ری_اکشن_بی_تی_اس
دیدگاه ها (۰)

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

#عشق_بعد_نفرت ادامه پارت 5پرش زمانی به فردا صبحویو اتاز خواب...

تک پارتی نامی»»*به مناسبت تولدشش🎀*همجا سکوته خیلی مرگ باری د...

My little princess Part 23ویو ات با حرص روی تخت نشستم همین ک...

⁦#درخواستیپارت آخرکه یهو پرستارا و دکترا تند تند رد میشدن و ...

𓂃 𐙚 پارت ۲۹ | ویو ته‌یونگ 𐙚 𓂃داشت با لبخند نگاهم می‌کرد.خوشح...

مربی موتور سوار

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

چند پارتی(درخواستی)

#برادر ناتنی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط