پارت ۲
#نی_یانگ
تو این دوماه ب غیر از سرکار و خرید های ضروری هیچ جا نرفته بودیم
تفریحمون فقط رقصیدن و فیلم دیدن بود
زندگی تو سئول از اونی ک فکر میکردیم خیلی اسون تر
همیشه غذا و اقساط و پوشاکمون خوب و ب موقع بوده🙃🤞🏻
ساعت ۷:۳۰ نیم بود من داشتم اهنگ گوش میدادم و مینجی هم داشت موهاشو میبافت ک کایلا با همون سر و صدای همیشگی کلید انداخت و در و باز کرد
◇:کایلای اعظم وارد میشد ، احترام بزارید
○:کایلای اعظم ببنده دهنشو لطفا اها راستی خوش اومدی
◇:ممنون ک انقدر ذقمو کور میکنی مینجی جان🤕
□:خوش اومدی نکبت اعظم😁
◇:واقعا من با این حجم از عشق و محبت چیکار کنم اخه😐🤞🏻
همه باهم زدیم زیر خنده
این لحظرو خیلی دوست داشتم:)
#مینجی
موهامو هلندی بافتم ک از بچگی عاشقش بودم تقریبا نیم ساعت طول کشید چون موهام زیاد بود و فرفری🙃
ی تاپ بندی مشکی پوشیدم با شلوار جذب طوسی و دمپایی های پشمالو مشکیم ک با کایلا و نی یانگ ست بود:)
هنذفریمو گذاشتم و اهنگrun بی تی اس و پلی کردم
ی نگاهی ب خونه نقلیمون انداختم امروز کلی با نی یانگ نظافت کردیم همه جا برق میزد نفس عمیقی کشیدم و از داخل باکس خوراکی ها ی بسته چیپس ساده برداشتم و رفتم نشستم
همینجور ک اهنگ گوش میدادم تو گالریم عکسا و ادیتای تهیونگ و میدیدم
اخه این بشر چقدر جذابه خدا
اگه عکسای خودمو دوبار ببینم خسته میشم
ولی عکسای تهیونگ و بالای ۶۰۰ بار دیدم:)
ادامه پارت بعد🙃💕
تو این دوماه ب غیر از سرکار و خرید های ضروری هیچ جا نرفته بودیم
تفریحمون فقط رقصیدن و فیلم دیدن بود
زندگی تو سئول از اونی ک فکر میکردیم خیلی اسون تر
همیشه غذا و اقساط و پوشاکمون خوب و ب موقع بوده🙃🤞🏻
ساعت ۷:۳۰ نیم بود من داشتم اهنگ گوش میدادم و مینجی هم داشت موهاشو میبافت ک کایلا با همون سر و صدای همیشگی کلید انداخت و در و باز کرد
◇:کایلای اعظم وارد میشد ، احترام بزارید
○:کایلای اعظم ببنده دهنشو لطفا اها راستی خوش اومدی
◇:ممنون ک انقدر ذقمو کور میکنی مینجی جان🤕
□:خوش اومدی نکبت اعظم😁
◇:واقعا من با این حجم از عشق و محبت چیکار کنم اخه😐🤞🏻
همه باهم زدیم زیر خنده
این لحظرو خیلی دوست داشتم:)
#مینجی
موهامو هلندی بافتم ک از بچگی عاشقش بودم تقریبا نیم ساعت طول کشید چون موهام زیاد بود و فرفری🙃
ی تاپ بندی مشکی پوشیدم با شلوار جذب طوسی و دمپایی های پشمالو مشکیم ک با کایلا و نی یانگ ست بود:)
هنذفریمو گذاشتم و اهنگrun بی تی اس و پلی کردم
ی نگاهی ب خونه نقلیمون انداختم امروز کلی با نی یانگ نظافت کردیم همه جا برق میزد نفس عمیقی کشیدم و از داخل باکس خوراکی ها ی بسته چیپس ساده برداشتم و رفتم نشستم
همینجور ک اهنگ گوش میدادم تو گالریم عکسا و ادیتای تهیونگ و میدیدم
اخه این بشر چقدر جذابه خدا
اگه عکسای خودمو دوبار ببینم خسته میشم
ولی عکسای تهیونگ و بالای ۶۰۰ بار دیدم:)
ادامه پارت بعد🙃💕
- ۱۱.۲k
- ۱۱ مرداد ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط