یک سگ زیادی ولگرد
یام یام مینی پارت...
پارت ³²
ویو چیلا
زمان: 4:20 بامداد
مکان: داخل هواپیما
موقعیت هواپیما: در حال پرواز
با تکون های زیاد هواپیما از خواب بیدار شدم
هواپیما داشت حرکت میکرد. بدون هیچ مشکلی
پس اون تکون ها برای چی بود؟
شاید زیادی حساس شدم
آهی کشیدم. به بقیه مسافرا نگاه کردم. بیشترشون یا خواب بودن یا در حال استراحت
بعضی ها هم نشسته بودن پای گوشی
هعب، منم میخوامممممممممممممم
چرا موری سان گفت گوشی جیز؟؟
فلش بک به روزی که موری براشون ماموریت رو توضیح داد
موری: راستی یه چیزی
زارا: یا خدا موری سانننننننن جان ما شکنجه نباشهههههههههههههههههههههههههههههههه
موری با لبخند: نیست
چیلا: همین که با لبخند گفتیم ترسناکع
موری سان همچنان لبخند ملیححححححح به لب جوری نگاهمون میکرد که میگفتی الان میخواد یه بلایی سرمون بیاره
موری: نمیتونین گوشی ببرین، ممکنه هکتون کنن و از ماموریت و جزئیاتش با خبر بشن. برای ارتباط میتونین یه گوشی فیک ببرین اما نیازی نیست
چیلا: موری سااااااااااااان
زارا: این شکنجه نیستتتتتتتتتتتتتتت؟؟؟؟؟؟؟
موری: هست؟
زارا: بعلههههههههه!!!!
موری: پس از گوشی فیک هم خبری نیس
چیلا/زارا: موری سااااااااااااان
زمان حال
آه کشیدم. اینم شانس ما. گوشی فیک هم پررررر
به خدا من گوشی میخوام عرررررررررررررررررررررررر
یه نگاه به زارا کردم. در خواب ناز به سر میبرد. دختره بیشعور. من باید بدخواب بشم تو عین خرس بخوابی؟
همینجور داشتم پوکرفیس نگاش میکردم که یهو چشمام گرد شد
هی شروع کردم تکون دادن زارا و اشک تمساح ریختن
چیلا: زاراااااااااااااااااااااااااااا زاراااااااااااااااااااااااااااا بلند شوووووووووووووووو لطفا بیدار شوووووووووووووووو چرا بیدار نمیشی زاراااااااااااااااااااااااااااا لطفا ترکم نکننننننننننننن
مهماندار هواپیما اومد سمتمون
مهماندار: خانم چیشده؟ چرا داد و بیداد میکنید؟
بلند ببند زار زدم: کمک کنیدددددددد دوستم نفس نمیکشههههههههههه!!!!!
~~~
کم شد میدونم بچه رو پامه به خدااااااااااا
حال نداشتم استیکر بذارم...
حمایت؟
#انیمه
#سگ_های_ولگرد_بانگو
#چویا
#یک_سگ_زیادی_ولگرد
پارت ³²
ویو چیلا
زمان: 4:20 بامداد
مکان: داخل هواپیما
موقعیت هواپیما: در حال پرواز
با تکون های زیاد هواپیما از خواب بیدار شدم
هواپیما داشت حرکت میکرد. بدون هیچ مشکلی
پس اون تکون ها برای چی بود؟
شاید زیادی حساس شدم
آهی کشیدم. به بقیه مسافرا نگاه کردم. بیشترشون یا خواب بودن یا در حال استراحت
بعضی ها هم نشسته بودن پای گوشی
هعب، منم میخوامممممممممممممم
چرا موری سان گفت گوشی جیز؟؟
فلش بک به روزی که موری براشون ماموریت رو توضیح داد
موری: راستی یه چیزی
زارا: یا خدا موری سانننننننن جان ما شکنجه نباشهههههههههههههههههههههههههههههههه
موری با لبخند: نیست
چیلا: همین که با لبخند گفتیم ترسناکع
موری سان همچنان لبخند ملیححححححح به لب جوری نگاهمون میکرد که میگفتی الان میخواد یه بلایی سرمون بیاره
موری: نمیتونین گوشی ببرین، ممکنه هکتون کنن و از ماموریت و جزئیاتش با خبر بشن. برای ارتباط میتونین یه گوشی فیک ببرین اما نیازی نیست
چیلا: موری سااااااااااااان
زارا: این شکنجه نیستتتتتتتتتتتتتتت؟؟؟؟؟؟؟
موری: هست؟
زارا: بعلههههههههه!!!!
موری: پس از گوشی فیک هم خبری نیس
چیلا/زارا: موری سااااااااااااان
زمان حال
آه کشیدم. اینم شانس ما. گوشی فیک هم پررررر
به خدا من گوشی میخوام عرررررررررررررررررررررررر
یه نگاه به زارا کردم. در خواب ناز به سر میبرد. دختره بیشعور. من باید بدخواب بشم تو عین خرس بخوابی؟
همینجور داشتم پوکرفیس نگاش میکردم که یهو چشمام گرد شد
هی شروع کردم تکون دادن زارا و اشک تمساح ریختن
چیلا: زاراااااااااااااااااااااااااااا زاراااااااااااااااااااااااااااا بلند شوووووووووووووووو لطفا بیدار شوووووووووووووووو چرا بیدار نمیشی زاراااااااااااااااااااااااااااا لطفا ترکم نکننننننننننننن
مهماندار هواپیما اومد سمتمون
مهماندار: خانم چیشده؟ چرا داد و بیداد میکنید؟
بلند ببند زار زدم: کمک کنیدددددددد دوستم نفس نمیکشههههههههههه!!!!!
~~~
کم شد میدونم بچه رو پامه به خدااااااااااا
حال نداشتم استیکر بذارم...
حمایت؟
#انیمه
#سگ_های_ولگرد_بانگو
#چویا
#یک_سگ_زیادی_ولگرد
- ۱۲.۰k
- ۲۰ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط