{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم غزلی در خور نامت بنویسم

گفتم غزلی در خور نامت بنویسم
اندازه ی وسعم ز مقامت بنویسم

ای  محشر امروز چه تشبیه بیارم
از قد تو فردای قیامت بنویسم

من قطره ام از عهده ی من بر نمی آید
از حضرت دریای کرامت بنویسم

لطف تو مرا پشت در خانه ات آورد
تا اینکه علیکم به سلامت بنویسم

شان تو نگنجید و از این قاب در آمد
دیدم که غزل مثنوی از آب در آمد

من ایل و تبارم سر این سفره نشستند
جمع کس و کارم سر این سفره نشستند

در باغ نگاه تو من کال رسیدم
پر سوخته بودم به پر و بال رسیدم

هم رنگ نگاه تو شده دامن دریا
آئینه زده ریسه به پیراهن دریا

اول نوه ی دختری خلق عظیمی
تو جلوه ی پیغمبری خلق عظیمی

مدیون تو هستند همه مردم عالم
نان عمل توست سر سفره ی آدم

مضمون سخاوت ز تو الهام گرفته
از صندوق قرض الحسنت وام گرفته

حرف کرَم تو همه جا ورد زبان است
چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است
دیدگاه ها (۳)

پیش چشم پدرم سینه زدم لذت بردچه شود پیش چشمم سینه زند فرزندم

علی قدم زد و شد این جهان علی آبادوگرنه کعبه هم ازچشم خلق می ...

هر کس که به این دیوانگی ها خندیددر خانه قبر خویش پایش لرزید ...

دخترم با تو سخن می گویمزندگی در نگهم گلزاریستو تو با قامت چو...

🔴رهبرانصارالله خطاب به بن سلمان: وقتی دریا با توست، جو‌ّ با ...

🔴رهبرانصارالله خطاب به بن سلمان: وقتی دریا با توست، جو‌ّ با ...

🔴رهبرانصارالله خطاب به بن سلمان: وقتی دریا با توست، جو‌ّ با ...

╔════════════════════════════╗پارت ۱۰۸ | «یک روز دور از همه....

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۹: «قدرت...

«بابای.مهربونمنمی‌دانم این نامه را کجا باید پست کنم، اما می‌...

#ارباب‌سنگدل #پارت_19 ا.ت با چشمای قرمز. از پله ها اومد پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط