(سال 2050)

(سال 2050)
می چا ¹⁵ و ا/ت ⁴⁰(پیر شدیم رفت:)))
می چا:اوماا..!
ا/ت:جونم..؟
می چا:اوما عشق اولت باباست یا کس دیگه...¿
اومای خوشملم راستشو بگو(لبخند شیطنت آمیز)
ا/ت آهی از اعماق وجودش کشید و لب هایش رو با زبونش تر کرد و بدون معطلی زمزمه کرد
ا/ت:نه می چای مامان.....(لبخند)
می چا:خب بگو کیه
ا/ت:مین یونگی.....
می چا:پس چرا با اون ازدواج نکردی؟
ا/ت:چون اون ی ایدل بود و من فقط ی فن گرل(لبخند تلخ)
می چا:اوماا چرا گریه می‌کنی
ا/ت:عااا...نه هیچی نیست(پاک کردن اشک)
فقط می چای مامان ی قولی بهم بده
می چا:چه قولی؟؟
ا/ت:اینکه هیچ وقت عاشق ایدلت نشو چون ی روز اون عشق زندگیشو پیدا می‌کنه اما تو باید با چشمات عاشق شدن عشقت رو ببینی......
یادت باشه قانون اول کیپاپ هیچ وقت عاشق ایدلت......نشو....!
______________________________
سلام سلام بوراتون امد 😎💗
ببخشید نبودم درگیر مدرسه بودم 🤧
این تک پارتی هم کادوتون😌💗
فردا براتون چند پارتی ته رو آپ میکنم 🌚💗
دیدگاه ها (۹)

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟐| پسرِ کافه‌ی طبقه‌ی دومبعد از آن روز، یونگی را چند با...

سناریو تک پارتی مویچیرو(درخواستی)موضوع : اعترافتو یکی از هاش...

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

سلام بلوبری سناریو جدید و درخواستی

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟟: چهار کلمها/ت هنوز به صفحه‌ی گوشی خیره بو...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 6 | صفحه‌ای که باید نوشته می‌شدچند روز از جشن دان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط