پارت۲۰
(بچه ها ببخشید میدونم این تیکه خیلی شبیه بخش فیک کاش براتون مهم بودم شده اما متاسفم ایده نداشتم)
ج.دخترم من متاسفم ببخشید
ب.با من حرف نزن
ج.عزیزم گفتم که متاسفم
ب.منم گفتم ولم کن به هرحال مهم نیست مگه بار اولته از وقتی کوچیک بودم همین کارو میکردی حتی کتکم میزدین اینبار حداقل نزدینم یبار بچه بودم بخاطر اینکه سوهو رو بغل کرده بودم اونقدر کتکم زدین که چند روز توی بیمارستان بودم مهم نیست
ج. فدات شم من بابت گذشته پشیمونم شرمندم خواهش میکنم منو ببخش
ب.لطفا باهام حرف نزن
ج. خیلی خب*ناراحت*
(فلش بک به داخل خونه)
د.سلام دخترم
ب. ......*میره تو اتاقش و در رو محکم میبنده و قفل میکنه*
د. چش شده جین
ج. راستش*قضیه رو میگه*
د. ای خدا دوباره بد شد
ج. آره من همیشه پدر افتضاحی بودم و هستم حتی اگر رابطم بخواد خوب بشه بتزم خرابش میکنم
د. عشقم این حرفو نزن تقصیر تو نیست که شاید زیاده روی کرده باشی ولی اینطوری نیست درست میشه
ج. خیلی خب راستی حال سوهو چطوره
د. بهتر شده
ج.خدارو شکر من میرم تو اتاقم
د.اوکی
ویو بورام:
اگر فقط یه درصد احتمال داشت بابا رو ببخشم الان همونم وجود نداره بسه دیگه من دیگه باهاش کاری ندارم خسته شدم تا چند وقت پیش کتک میخوردم و تحقیر میشدم الان بابام باهام بد شده ایششش ولش کن
ویو جین:
لعنت بهم ای خدا چرا اینکارارو کردم تازه داشتم بهش نزدیک میشدم الان احتمال نداره حتی یه درصدم منو ببخشه ای خدا چیکار کنم خیلی طول میکشه دوباره بهم اعتماد کنه اما من باید سعی خودمو بکنم
(فلش بک به فردا صبح سر میز صبحونه)
س. آبجی نمیای صبحونه بخوری؟
ب. نه من میرم مدرسع
ج.خب وایسا ببرمت
ب.نمیخواد خودم میرم خدافظ
*میره مدرسع*
س. بابا ناراحت نباش آروم میشه
ج. باشه بیا بریم
س. باشه خدافظ مامان
د.خداحافظ
ج.خداحدفظ
د.خداحافظ
(فلش بک به داخل مدرسه)
ه. سلام
٪*جینا*.سلام
ب. سلام بچه ها
٪چیزی شده
ب.آره
ه. خب بگو
ب.*تعریف میکنه* آره دیگه حالا بدجور از بابام کفریم دیگه نمیخوام ببخشمش
٪خیلی خب آروم باش بیا بریم
ب. باشه
ه.راستی اون سوال ریاضی رو که پایین صفحه بود نفهمیدم
ب. بریم بهت بگم
ه. باشه
(فلش بک به بعد از مدرسه)
ج. بورام عزیزم بیا سوار شو اینقدر لجباز نباش
ب.گفتم ولم کن نمیخوام بیام باهات بیام
ج. بورام
ب. ولم کن بسه نمیخوامممممم
ویو ادمین:
بورام سریع از اونجا میره و میره خونه در رو قفل میکنه و تا شب گریه میکنی تا حدی که خوابش میبره وقتی بیدار میشه میبینه دیر وقته هرکیم در اتاقشو زده بتز نکرده سریع تکلیفاشو با وجود تاریکی مینویسه و صورتشو میشوره و تا فردا بیدار میمونه و فقط چند ساعت میخوابه
ادامه دارد....
ج.دخترم من متاسفم ببخشید
ب.با من حرف نزن
ج.عزیزم گفتم که متاسفم
ب.منم گفتم ولم کن به هرحال مهم نیست مگه بار اولته از وقتی کوچیک بودم همین کارو میکردی حتی کتکم میزدین اینبار حداقل نزدینم یبار بچه بودم بخاطر اینکه سوهو رو بغل کرده بودم اونقدر کتکم زدین که چند روز توی بیمارستان بودم مهم نیست
ج. فدات شم من بابت گذشته پشیمونم شرمندم خواهش میکنم منو ببخش
ب.لطفا باهام حرف نزن
ج. خیلی خب*ناراحت*
(فلش بک به داخل خونه)
د.سلام دخترم
ب. ......*میره تو اتاقش و در رو محکم میبنده و قفل میکنه*
د. چش شده جین
ج. راستش*قضیه رو میگه*
د. ای خدا دوباره بد شد
ج. آره من همیشه پدر افتضاحی بودم و هستم حتی اگر رابطم بخواد خوب بشه بتزم خرابش میکنم
د. عشقم این حرفو نزن تقصیر تو نیست که شاید زیاده روی کرده باشی ولی اینطوری نیست درست میشه
ج. خیلی خب راستی حال سوهو چطوره
د. بهتر شده
ج.خدارو شکر من میرم تو اتاقم
د.اوکی
ویو بورام:
اگر فقط یه درصد احتمال داشت بابا رو ببخشم الان همونم وجود نداره بسه دیگه من دیگه باهاش کاری ندارم خسته شدم تا چند وقت پیش کتک میخوردم و تحقیر میشدم الان بابام باهام بد شده ایششش ولش کن
ویو جین:
لعنت بهم ای خدا چرا اینکارارو کردم تازه داشتم بهش نزدیک میشدم الان احتمال نداره حتی یه درصدم منو ببخشه ای خدا چیکار کنم خیلی طول میکشه دوباره بهم اعتماد کنه اما من باید سعی خودمو بکنم
(فلش بک به فردا صبح سر میز صبحونه)
س. آبجی نمیای صبحونه بخوری؟
ب. نه من میرم مدرسع
ج.خب وایسا ببرمت
ب.نمیخواد خودم میرم خدافظ
*میره مدرسع*
س. بابا ناراحت نباش آروم میشه
ج. باشه بیا بریم
س. باشه خدافظ مامان
د.خداحافظ
ج.خداحدفظ
د.خداحافظ
(فلش بک به داخل مدرسه)
ه. سلام
٪*جینا*.سلام
ب. سلام بچه ها
٪چیزی شده
ب.آره
ه. خب بگو
ب.*تعریف میکنه* آره دیگه حالا بدجور از بابام کفریم دیگه نمیخوام ببخشمش
٪خیلی خب آروم باش بیا بریم
ب. باشه
ه.راستی اون سوال ریاضی رو که پایین صفحه بود نفهمیدم
ب. بریم بهت بگم
ه. باشه
(فلش بک به بعد از مدرسه)
ج. بورام عزیزم بیا سوار شو اینقدر لجباز نباش
ب.گفتم ولم کن نمیخوام بیام باهات بیام
ج. بورام
ب. ولم کن بسه نمیخوامممممم
ویو ادمین:
بورام سریع از اونجا میره و میره خونه در رو قفل میکنه و تا شب گریه میکنی تا حدی که خوابش میبره وقتی بیدار میشه میبینه دیر وقته هرکیم در اتاقشو زده بتز نکرده سریع تکلیفاشو با وجود تاریکی مینویسه و صورتشو میشوره و تا فردا بیدار میمونه و فقط چند ساعت میخوابه
ادامه دارد....
- ۱۲.۹k
- ۱۹ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط