{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

واسه رد شدن از سیم خاردارها نیاز به یه نفر داشتن تا روی س

واسه رد شدن از سیم خاردارها نیاز به یه نفر داشتن تا روی سیم خاردارها بخوابه و بقیه از روش رد بشن.
داوطلب زیاد بود ...
قرعه انداختند.
افتاد بنام یه جوون.
همه اعتراض کردند الا یه پیرمرد!
گفت: " چیکار دارید! بنامش افتاده دیگه! "
بچه ها از پیرمرد بدشون اومد.
دوباره قرعه انداختند بازم افتاد بنام همون جوون .
جوون بلافاصله خودش رو به صورت انداخت رو سیم خاردار.
بچه ها با بی میلی و اجبار شروع کردن به رد شدن از روی بدن جوون.
همه رفتن الا پیرمرد.

گفتند: " بیا! "
گفت " نه! شما برید! من باید وایسم بدن پسرم رو ببرم برای مادرش!
مادرش منتظره! "
دیدگاه ها (۹)

خیلی ايول داره بخونش حتما:ﺳﻼﻣﺘﯽ ﭘﺴﺮ ﺑﭽﻪ ﺍﯼ ,7 ﺳﺍﻟﻪﮐﻪ ﯾﻪ ﺭﻭﺯ ...

وسط مسابقه رفتم به داداش دوقولوم میگم ازم عکس بگیر این بنده ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p5حرف یوری یادش اومد.«اگه خوابهاتو بنویسی...

دیوانه هایی که فکر کردند میتوانند من روانی را رام کنند💀

پیوند خون و اختیارپارت ۹ | مرز بین اعتماد و خیانتاون شب، پار...

I can be myself with himPart⁹⁴وقتی که نشستیم،تازه فهمیدیم بط...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p16همون لحظه...در دنیای خون‌آشام‌ها...جیم...

Cieloپارت ۸از زبان جونگ کوکنمیدونم چراااا ولی از معامله شون ...

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:2پاتو از اون خون...

گمشده در اعماق جنگلهیونجین/ا.تپارت:۳هوا تاریک شده بود و این ...

چند پارتی جونگ کوک وقتی استادت بود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط