{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیش از آنی كه با غزل آیی، دفترم شوره زار ماتم بود

پیش از آنی كه با غزل آیی، دفترم شوره زار ماتم بود
ماه برکوی دل نمی‌تابید، خانه ام انتهای عالم بود
کنج آیینه‌ام نمی خندید برق سوسوی کوکب بختم
بی‌سحرگاه خنده خیست، باغ بی‌باغ، قحط شبنم بود
تا رسیدی خدا تبسم کرد، با عبور تو کوچه پیدا شد
قبل از آنی كه بگذری از دل، عطر در انحصار مریم بود
محو شب مانده بودم و مبهوت از خیالی که با تو زیبا شد
قد كشیدی از عمق احساسم، لرز قلبم چو شانه بم بود
بین عقل و جنون غزل رویید، شانه در شانه، خستگی خوابید
دست عشقت چه قدرتی دارد، كارد آن سوی استخوانم بود
چشم‌هایت مرا صدا می‌كرد، روح من سر به زیر می‌انداخت
رد شدم آزمون جرات را، درصد عشق‌بازی‌ام كم بود
ماه؛ بین من و تو قسمت شد، عشق از روی سادگی خندید
جای انگشت‌های حوا ماند روی سیبی كه دست آدم بود
عباس کریمی
دیدگاه ها (۱)

اگر شعر‌های من زیباست دلیلش آن است که تو زیبایی ... حالا ...

چشمان تو درتاکستان بارور برداربست راز بی جرعه ی نگاهت مائیم...

کاش می‌دیدم چیست آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است

وه که چه دوست دارمت بیاگذارکن ببین که شهربی تو منظری ست بی...

آرزو حاجی خانی ، غزل مثنوی

#تاج_و_طوفانپارت ۱۶۰: فقط امشببعد از آن بوسه کوتاه، چند لحظه...

برادر ناتنی

جنگل نفرین شده پارت ۳۰ (آخر)

پرسه در جنگل... صبح...نور آفتاب از لابه‌لای پرده‌ها داخل اتا...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p79«احتمالاً... هر روز از کسی که منو آور...

برده عمارت جئون

مرد بی رحم

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۹: بزرگ‌ترین خطرشب عمیق‌تر شده بود.صدای م...

پارت سوم_جایی میان ما تهیونگ تا صبح نتوانست بخوابد.حرف‌های م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط