{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیش از آنی که با غزل آیی، دفترم شوره زار ماتم بود

پیش از آنی که با غزل آیی، دفترم شوره زار ماتم بود
ماه برکوی دل نمی‌تابید، خانه ام انتهای عالم بود

کنج آیینه‌ام نمی خندید برق سوسوی کوکب بختم
بی‌سحرگاه خنده خیست، باغ بی‌باغ، قحط شبنم بود

تا رسیدی خدا تبسم کرد، با عبور تو کوچه پیدا شد
قبل از آنی که بگذری از دل، عطر در انحصار مریم بود

محو شب مانده بودم و مبهوت از خیالی که با تو زیبا شد
قد کشیدی از عمق احساسم، لرز قلبم چو شانه بم بود

بین عقل و جنون غزل رویید، شانه در شانه، خستگی خوابید
دست عشقت چه قدرتی دارد، کارد آن سوی استخوانم بود

چشم‌هایت مرا صدا می‌کرد، روح من سر به زیر می‌انداخت
رد شدم آزمون جرات را، درصد عشق‌بازی‌ام کم بود

ماه؛ بین من و تو قسمت شد، عشق از روی سادگی خندید
جای انگشت‌های حوا ماند روی سیبی که دست آدم بود


......./ سعید
دیدگاه ها (۲)

هنوزم دو دلم اول خط نام خدا بنویسم یا که رندی کنم و نام دگر ...

......./ سعید

ﺩﻟمون ﮔﺮﻓﺘﻪﺑﻪ ﻗﺪﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪﺧﻨﺪﯾﺪیمﻭ ﻫﻤـــﻪ ﺁﺩﻡ ﻫـــــ...

....../ سعید

میروی و نمیرود غم تو از دلحق بده جای گریه دیده خون بباردرسم ...

«The forgotten melody »Part 9 شش ماه بعد...هوای بهاری شهر دل...

سلام سیسی های گل پارت اوردم پارت ماهالبته پارت اخره و قراره ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط