دیگر فانوسی روشن نمی کنم !؟
دیگر فانوسی روشن نمی کنم !؟
تا کنج دلم سکوتش را با تاریکی بیامیزد به نشان
غیبتی که(تو)درآنی ...
تب دارد دلم وقتی؛
در آشتی کنان دلتنگی هایم با خاطراتت ثانیه ها را بوسه باران می کند !!!؟
عجیب دلم می خواهد بمیرد وقتی نباشی و من می شمارم نفس ثانیه ها را ...
ببین نبودنت تخصص هر کس نیست و این یعنی بحران داغ داغ امروز ...
توضیح اضافه نمی دهم:
من مصدوم چشمهایش شدم و در کمای بوسه هایش٬مرگ را ضربه فنی کرده ام...!!؟
تا کنج دلم سکوتش را با تاریکی بیامیزد به نشان
غیبتی که(تو)درآنی ...
تب دارد دلم وقتی؛
در آشتی کنان دلتنگی هایم با خاطراتت ثانیه ها را بوسه باران می کند !!!؟
عجیب دلم می خواهد بمیرد وقتی نباشی و من می شمارم نفس ثانیه ها را ...
ببین نبودنت تخصص هر کس نیست و این یعنی بحران داغ داغ امروز ...
توضیح اضافه نمی دهم:
من مصدوم چشمهایش شدم و در کمای بوسه هایش٬مرگ را ضربه فنی کرده ام...!!؟
- ۱.۹k
- ۰۹ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط