{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبی یاد دارم که چشم نخفت شنیدم که پروانه با شمع گفت گر من

شبی یاد دارم که چشم نخفت شنیدم که پروانه با شمع گفت گر من عاشقم سوزم رواست تورا گریه سوزباری چراست
↯£§fâh@ñ✍➣
دیدگاه ها (۲)

ﺩﺭﺑﺎﺭﻩ : ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻤﻮﻧﻢ ﻭﻟﯽ ﯾﻪﻓﺮﻗﯽ ﮐﺮﺩﻩ ..... ﺩﯾﮕﻪ ﺗﻨﻬﺎﻧﯿﺴﺘﻢ ...

ﺍﺯﺩﺭﺧﺘﺎﻥ ﺟﻨﮕﻞ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ :ﭼﺮﺍ ﺷﻤﺎ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻋﻈﻤﺖﺍﺯ ﺗﮑﻪ ﺁﻫﻨﯽ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ...

این یه حمله سرخپوستیه از طرف یه آپاچی لر لایــــــــــک

این قرارمون نبود که تو بی خبر بری

#خورشیدوماه 🌙☀️part=24(فصل2)«دیدگاه ایرانا» رسیدیم خونه، سلا...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ³¹جونگکوک از اسکله دور شد....

برده عمارت جئون

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

🕷️ ᴘᴀʀᴛ 4 | راز مرد عنکبوتیاز اون شب چند روز گذشته بود.نیویو...

✦ اولین گناه ✦فصل پنجم: دو شکارچی، یک طعمه — قسمت دوم---آن ش...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟒𝟕ویو بیمارستان..نامجون جیمین و رو کول کرده...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²⁴چند دقیقه گذشت.هنوز همون‌جا نشست...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 149♡⁠。⁠)⁩سریع و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط