شعر

در من طلوع کن
در من غروب کن
در من آشیانه بساز
ریشه کن
باور شو
عاشق شو
شاعر شو
شعر بخوان

در من آسمان آبی باش
ابر باش
باران باش
عمق دریا باش
در من مثل یک شهر باش
شلوغ باش
گاهی اگر شد
کوچه ای بن بست باش
شاد باش

بخند ، بخند ، بخند
و دلت اگر گرفت
سر را بر سینه ام بگذار
به تپش های قلبی گوش کن
که می خواهد تو در وجودش طلوع کنی
غروب کنی
آشیانه بسازی
شعر بسازی
بباری ، بتابی
بخندی ، بخندی ، بخندی
و گاهی دلت اگر گرفت
سر بر سینه اش بگذاری

نیکی فیروزکوهی
دیدگاه ها (۱)

چند پارتی بازی ممنوع

{محکوم به لمس } part ۲۶ 杂交种آرو وقتی سکوتش را دید لجباز و یه...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 23بچه ها من متوجه شد...

در من آسمان آبی باشابر باشباران باشعمق دریا باشدر من مثل یک ...

طوووووووووووووو جان

اگر هزار مرتبه هم مادرت را بیشتر دوست میداریبه پدرت بیشتر مح...

گر هزار مرتبه هم مادرت را بیشتر دوست میداریبه پدرت بیشتر محب...

Firouzeh:اگر هزار مرتبه هم مادرت را بیشتر دوست میداریبه پدرت...

یه وقت هایی ادم عجیب دلش دیوانگی میخواهد.از ان هایی که باید ...

#باران ✍اگر هزار مرتبه هم مادرت را بیشتر دوست میداریبه پدرت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط