در من آسمان آبی باش

در من آسمان آبی باش
ابر باش
باران باش
عمق دریا باش
در من مثل یک شهر باش
شلوغ باش
گاهی اگر شد
کوچه ای بن بست باش
شاد باش

بخند ، بخند ، بخند
و دلت اگر گرفت
سر را بر سینه ام بگذار
به تپش های قلبی گوش کن
که می خواهد تو در وجودش طلوع کنی
غروب کنی
آشیانه بسازی
شعر بسازی
بباری ، بتابی
بخندی ، بخندی ، بخندی
و گاهی دلت اگر گرفت
سر بر سینه اش بگذاری.
دیدگاه ها (۹)

007-پنهان در مه - پارت ۸۷

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁴²ویو میکا_____اشک تو چش...

شعر

خدا نکند یک روز دلت گرفته باشدخدا نکند دلت گرفته و زیر گلویت...

خدا نکند یک روز دلت گرفته باشدخدا نکند دلت گرفته و زیر گلویت...

خدا نکند یک روز دلت گرفته باشدخدا نکند دلت گرفته و زیر گلویت...

دلم یک کوچه بن بست میخواهد ...!!!گاهی وقت ها آدم ها از یک جا...

شاید همین امشب پیدا شدی. شاید همین امشب پیدا شدم. من از طلوع...

من همین قدر که گاهی نفست با نفسم توی آن کوچه ی بن بست خیال ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط