سناریو BTS

سناریو BTS

وقتی باهم خواهر برادر هستین ولی تو روشون کراشی و یکروز مست میشی و بهشون میگی

نامجون: این چه کاریه مگه پسر کمه که روی برادرت کراش میزنی ا/ت: اره من تورو میخوام نامجون: نه من قبول نمیکنم بیا بغلم ناراحت نشو مثله یک برادر و خواهره وابسته میشیم خوبه؟ ا/ت: هعی باش

جین: معلومه من انقدر خوشگلم که هیچکی نمیتونه روم کراش نزنه ا/ت: حالا خودتو انقدر بالا نگیر فک نکنی خیلی خوبی ولی خب بی شوخی کراشمی(قیافه ی ا/ت😔) جین: بیا👍 ا/ت: خیلی خرررییی بیا اینجا جین: الفراررر

شوگا: بیا بخوابیم بعدا در موردش حرف میزنیم ا/ت: پس منو بغل کن شوگا: باشه بیا

جیهوپ: نمیشه اخه ا/ت؛ توروخدااا جیهوپ: مامان بابا رو چیکار کنیم ا/ت: فراریشون میدیم و تنهایی خوش میگذرونیم جیهوپ: بیا ببوسمت موچچ

جیمین: تا ثابت نکنی باورم نمیشه ا/ت: بگو انجام میدم جیمین: اوممم بیا روی پام...(نزاشتی بگه و نشستی) جیمین: باشه بیبی گرلم...(... "📎 ...)

تهیونگ: چی بگم ا/ت: یکم عاشقی کن تهیونگ: خل نشو ا/ت: باشه پس نمیای تهیونگ: نه ا/ت:(تیغ رو برداشت و زد ولی تهیونگ دید شاهرگشو زده تهیونگ هم شاهرگشو زد و الان خوشبختن توی اون دنیا🙂)

جونگ کوک: دروغ نگو ا/ت: اممم (رفتی توی سینش و هردوتون صدای ضربان قلبتون رو میشنیدین) جونگ کوک: برو کنار ا/ت: نمیرم چون دوستت دارم جونگ کوک: مطمئنی؟ پشیمون نمیشی که با منی؟ ا/ت: به هیچ وجه جونگ کوک:(لباش روی لبات افتاد و... دیگه نمیدانممم😂)

لایک و کامنت فراموش نشه کیوتای من🩷✨
دیدگاه ها (۴)

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

معرفی شخصیت ها

تکپارتی جونگ کوک

سناریو(درخواستی):وقتی بچتون برای اولین بار راه می‌ره :نامجون...

سیلام بریم رمان قشنگمون🥺❤️ 🎀✨بریم 🧸 #معرفیرمان :«عموی ناتنی ...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

سناریو

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏صبح زود خونه از همیشه شلو...

تهیونگ :خب تو هم میتونی اینجا بمونی خونه ی بزرگی هست که ا/ت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط