{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عمرم به سر رسید و خودش را نشان نداد

عمرم به سر رسید و خودش را نشان نداد
گفتم کمـے امان بده اما امان نداد
عشق آمد و به سادگـے از ما گذشت و رفت
دستـے براے دلخوشـے ما تکان نداد
بر کام باز مانده ے رندان تشنه لب
دستان مرگ جز قدحـے شوکران نداد
آن کس که کوه غم به دل عاشقان گذاشت
ماندم چرا اجازه ے آتشفشان نداد؟
با ما چه کرد عشق؟ که صد بار قلبمان
تا پاے مرگ رفت ولـے باز جان نداد
پرپر زدیم در همه ے عمر در قفس
دستـے به بال خسته ے ما آسمان نداد
ما مـے رویم بلکه شما شادمان شوید
دنیا به ما که روے خوشش را نشان نداد..
دیدگاه ها (۳)

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 107・⁠]⁠ᕗخودم رو توی تخت اندا...

عمرم به سر رسید و خودش را نشان نداد گفتم کمی امان بده اما ام...

عمرم به سر رسید و خودش را نشان نداد گفتم کمی امان بده اما ام...

عمرم به سر رسید و خودش را نشان ندادگفتم کمی امان بده اما اما...

دیارم به سر رسید و خودش را نشان نداد گفتم کمی امان بده اما ب...

عشق آمد و به سادگی از ما گذشت و رفتدستی برای دلخوشیِ ما تکان...

بهزاد نجفی شاعر کرجی

فتنه تا خانه‌ی ثریا رفت این خبر را به آسمان بدهیدنیمی از کهک...

دوباره باز خواهم گشتدرِ گلخانه ها را بازخواهم کردتمام آسمان ...

متن آهنگ جدید داریوش اقبالی دوباره باز خواهم گشت دوباره باز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط