{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عمرم به سر رسید و خودش را نشان نداد

عمرم به سر رسید و خودش را نشان نداد
گفتم کمی امان بده اما امان نداد

عشق آمد و به سادگی از ما گذشت و رفت
دستی برای دلخوشی ما تکان نداد

بر کام باز مانده ی رندان تشنه لب
دستان مرگ جز قدحی شوکران نداد

آن کس که کوه غم به دل عاشقان گذاشت
ماندم چرا اجازه ی آتشفشان نداد؟

با ما چه کرد عشق؟ که صد بار قلبمان
تا پای مرگ رفت ولی باز جان نداد

پرپر زدیم در همه ی عمر در قفس
دستی به بال خسته ی ما آسمان نداد

ما می رویم بلکه شما شادمان شوید
دنیا به ما که روی خوشش را نشان نداد
دیدگاه ها (۳)

ازاینکه رفته ای دلگیرنیستم ....دلگیرم از تمام دوستت دارم های...

اهل شعرم... اهل تنهایی و درد... پیشه ام فریاد است!! کاسبم......

گوش هایم را می گیرم! چشم هایم را می بندم! زبانم را گاز می گی...

♥آنقدر دوسش دارم♡ کہ حتے اگر بِهَم نر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط