{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیارم به سر رسید و خودش را نشان نداد

دیارم به سر رسید و خودش را نشان نداد
گفتم کمی امان بده اما بازهم امان نداد
عشق آمد و به سادگی از ما گذشت و رفت
دستی برای دلخوشی ما هم تکان نداد
بر کام باز مانده ی رندان تشنه لب
دستان مرگش جز قدحی شوکران نداد
آن کس که کوه غم به دل عاشقان گذاشت
ماندم چرا ؟ حتما که اجازه ی آتشفشان بداد
با ما چه کرد عشق؟ که صد بار قلبمان
تا پای مرگ رفت ولی باز جان نداد
پرپر زدیم و شد بقیه عمر در قفس انتقام
دستی به بال خسته ی ما آسمان نداد
ما می رویم بلکه شما شادمان شوید؛اما بعید
دنیا نماندکام تو، به ماهم که روی خوش نشان نداد

/ سعید
دیدگاه ها (۱)

عمرم به سر رسید و خودش را نشان نداد گفتم کمـے امان بده اما ا...

عمرم به سر رسید و خودش را نشان ندادگفتم کمی امان بده اما اما...

عمرم به سر رسید و خودش را نشان نداد گفتم کمی امان بده اما ام...

عمرم به سر رسید و خودش را نشان نداد گفتم کمی امان بده اما ام...

عشق آمد و به سادگی از ما گذشت و رفتدستی برای دلخوشیِ ما تکان...

بهزاد نجفی شاعر کرجی

##فنجانی_چای_باخداقسمت سی هشتموقتی با سکوتم مواجهه شد از نفس...

##فنجانی_چای_باخداقسمت سی پنجمقدرت دستان مادر، هر دو ما را ب...

#طلوعِ‌چشمهایت...به خیالم می‌روی و از یاد خواهم برد نگاه ملی...

پارت سه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط