{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مـــــــــــــرد است دیگر... گاهی تند میشود

مـــــــــــــرد است دیگر... گاهی تند میشود و گاهی عاشقانه میگوید.. مـــــــــــــرد است دیگر.. غرورش آسمان و دلش دریاست... تو چه میدانی ازبغض گلو گیر کرده یک مـــــــــــــرد...؟ تو چه میدانی که چشمانت دنیای او شده...؟ تو چه میدانی از هق هق شبانه او که فقط خودش خبر دارد و بالشش...؟ مـــــــــــــرد را فقط مـــــــــــــرد میفهمد و مـــــــــــــرد.....
دیدگاه ها (۱)

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و یکــم سـی...

پارت ۳: صدایِ یک سکوتِ ابدیشب، سیاه و خفه بود. بارونِ تندی ب...

The last partو.. بالاخره... چیزی که ا.ت ارزوی یک بار چشیدنشو...

مرد دستی به سرش کشید و نفسی کلافه بیرون داد. کامیل بازم چشما...

میان برگ های چرمی:𝓪𝓶𝓲𝓭 𝓽𝓱𝓮 𝓵𝓮𝓪𝓽𝓱𝓮𝓻𝔂 𝓵𝓮𝓪𝓿𝓮𝓼✨️پارت𝓟𝓪𝓻𝓽⁴:⁴🕊از ز...

پارت شش

سناریو مایکی {جنگل چشمات} دختر کوچولو با مظلومیت به دور و بر...

#ددی_من | قسمت سوم: سایه‌های تاریکلیا با سرعت از راهروها رد ...

پارت سوم یوشیرو : دوهفته دیگه؟ اما قربان شما که گفتید یه ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط