امروز سوار تاکسی شدم ، کنارم یکی بود که دستش مرغ و روغـن

امروز سوار تاکسی شدم ، کنارم یکی بود که دستش مرغ و روغـن اینا بود
خلاصه بدجوری جا رو تنگ کرده بود ...
گفتم : سبدِ کالاست؟
گفت : آره
گفتم : پس ربّش کو؟
گفت : مگه ربم میدن؟؟؟
گفتم : آره بابا مگه نگرفتی؟
بدبخت پیاده شد رفت دنبال رُب!
.
.
.
.
.
خدایا منو ببخش، خودت که دیدی جا خیلی کم بود
دیدگاه ها (۶)

رئیس دوست داشتنی من پارت نهم صبح بود ومن درسرکار مشغول به کا...

تکپارتی از جین...«دوستان بعضی اوقات ممکنه وسط فیک طولانی تک ...

ادامه پارت ۲ .ادامه .....دینگ دینگ .....ا.ت‌ در رو باز کرد ....

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

پارت ۳ اشتباهی آپ شده جابه جا شدنوقتی یهو p4 جیمین : کوک (...

اسیر مافیاپارت ⁵ویو مین یونگیتلفنم‌رو جواب دادم بهم خبر دادن...

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی از سربازی برمیگرده ...⛓️‍💥☘️ ╰┈➤ 𝑷...

bts

تک پارتی سینا ساعی وقتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط