"دِلـــــــــــــم"

"دِلـــــــــــــم"

بــاران می خواهــــد
بــارانی آرام
امـــــــــــــا
طـولانــــــــــــی
تا دسـت در دسـتِ قطــــره هـایش
و پـا به پـایِ نمنــــــاکـی اش
تمــــام کـوچــه بــاغ ها را
با پـــاهایی بِرَهنــــــــــه قــدم زنــــم
مــن بُغــــــض کنــم
آسمــــــان ببـــارد
آسمـــــــان بُغــــــــــض کنــد
مـــن اشکــــــــ بریــزم
آنگـاه هـــــــر دو آرام شَویـــــــــــــم!
دیدگاه ها (۴)

#باران 🦋🫰🏼دلتنگی هایتان را تایپ نکنید...دلتنگی هایتان را با ...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

باران می‌بارید.چویا با قدم‌های سریع از میان خرابه‌های ساختما...

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وسوم | انتخاب خونصدای رعد، جنگل را لرزا...

دریاچه خونین :فصل اول _ پارت 15سلیا بلند شد و چویا را ارام ص...

🖤🥀سکوت𓆩 پــارت بیست‌ودوم 𓆪 🖤🥀هیچ‌کس حرف نمی‌زد.چشم‌های اسما ...

تکپارتی | جونگکوک

مرگ در اغوش معشوقه خود

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت اول«بعضی شب‌ها، شروعِ یک اتفاق‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط