{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا رمز عملیات رو گفتم

تا رمز عملیات رو گفتم

دیدم داره آب قمقمه اش رو خالی میکنه روی خاک!

با تعجب گفتم :

پانزده کیلومتر راهه...! چرا آب رو میریزی...؟!

گفت:مگه نگفتی رمز عملیات یا ابوالفضل العباس علیه السلام...

من شرم میکنم با اسم آقا برم عملیات و با خودم آب ببرم



@Hemmat_channel
دیدگاه ها (۳)

Pat:3اسم: عاشق چشماش شدما.ت . دوستت دارمجونگکوک .😨ا.ت . 😧ا.ت...

which one part 11ک. این وقت شب اینجا چیکار میکنی(جدی) ن. خب ...

the first lie

قسمت ۱۰

پارت۵

پارت ۱۲ جونگ‌کوک رفت. لبخندی زدم و در خونه رو بستمبرای آخرین...

Otagh baghli Part56 کیفم رو گذاشتم روی میز . کتاب شیمی مو د...

پارت ۱ صداهای بلندشون خونه رو فرا گرفته بود انگار متوجه نبو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط