سناریو قفل آبی
اگه یهویی بغلشون کنی * روت کراشن🤓🗿*
ایساگی یوییچی: مثل گوجه میشه و دستپاچه میشه «ا...ا.ت...چیزی شده ؟» « نه، هیچی»
ایتوشی رین: پشماش ریخته و سعی کرد جدا شه اما بعد گذاشت بغلش کنی🗿* رفتارش تغییری نکرده 😃*
ایتوشی سائه: میزاره بغلش کنی اما هیچ واکنشی نداشت😐
ناگی سشیرو: جا خورد اما وقتی دید ول نمیکنی بغلت کرد😃
باچیرا: اونم بغلت کرد * دیگه نمیدونم*
رئو میکاگه : خر ذوق میشه و بغلت میکنه بهت کلی هم پول داد * بی دلیل 🗿*
چیگیری هیوما: سرخ میشه و میخنده و بغلت میکنه
یوکیمیا کنیو: خوشحال میشه و محکم بغلت میکنه *مهربونی بشدت🎀*
شیدو ریوسی: اصلا نمیدونست چیکار کنه اما بعدش بغلت میکنه و شروع میکنه به حرف زدن و مسخره بازی 😂🗿
کاراسو تابیتو: سعی کرد قیافه جدیشو حفظ کنه اما صورتش سرخ شده بود و تو بغلت موند و گیر افتادی 🗿* من که از خدامه *
مایکل کایسر: تاحالا کسی اینجوری بغلش نکرده بود برای همین هنوز تعجب کرده بود بعدش آروم بغلت کرد 🎀✨
پایان ( ببخشید اگه بد شد دفعه بعدی سعی میکنم بهتر بنویسم 😅🙏)* اگه بد شد بگین *
ایساگی یوییچی: مثل گوجه میشه و دستپاچه میشه «ا...ا.ت...چیزی شده ؟» « نه، هیچی»
ایتوشی رین: پشماش ریخته و سعی کرد جدا شه اما بعد گذاشت بغلش کنی🗿* رفتارش تغییری نکرده 😃*
ایتوشی سائه: میزاره بغلش کنی اما هیچ واکنشی نداشت😐
ناگی سشیرو: جا خورد اما وقتی دید ول نمیکنی بغلت کرد😃
باچیرا: اونم بغلت کرد * دیگه نمیدونم*
رئو میکاگه : خر ذوق میشه و بغلت میکنه بهت کلی هم پول داد * بی دلیل 🗿*
چیگیری هیوما: سرخ میشه و میخنده و بغلت میکنه
یوکیمیا کنیو: خوشحال میشه و محکم بغلت میکنه *مهربونی بشدت🎀*
شیدو ریوسی: اصلا نمیدونست چیکار کنه اما بعدش بغلت میکنه و شروع میکنه به حرف زدن و مسخره بازی 😂🗿
کاراسو تابیتو: سعی کرد قیافه جدیشو حفظ کنه اما صورتش سرخ شده بود و تو بغلت موند و گیر افتادی 🗿* من که از خدامه *
مایکل کایسر: تاحالا کسی اینجوری بغلش نکرده بود برای همین هنوز تعجب کرده بود بعدش آروم بغلت کرد 🎀✨
پایان ( ببخشید اگه بد شد دفعه بعدی سعی میکنم بهتر بنویسم 😅🙏)* اگه بد شد بگین *
- ۱۰.۰k
- ۲۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط