رمان =عشق و نفرت
رمان =عشق و نفرت
پارت¹⁵
کمرش حلقه کردم و موهاشم ناز کردم آروم تر شده بود انگار دوباره به صورتش نگاه کردم یه لبخند خیلی کوچیک تو لبش داشت انگار حس آرامش رو داشت لبخندی زدم و نازش کردم باید دوربین خونه رو چک کنم آروم دستام رو برداشتم و رفتم سمت لب تاپ دنبال فیلمش گشتم به نظر میرسید از ساعت ۱کار کرده تا ۶اینا بعدشم که اوه چه قشنگ میرقصه همینجور محو رقصش بودم یهو لباسش رو در آورد یه دقیقه زدم استپ برگشتم به گیسو نگاه کردم ک غرق خاب بود عجب شیطونیه ها ادامه ی فیلم رو زدم که متوجه ی یه نفر شدم سیاوش بود به گیسو زل زده بود بازم حرصم دراومد گیسو داشت میرفت آشپزخونه ک این رو مبل هولش داد با حرص محکم دست مشت شدم رو به میز کوبیدم ادامش رو دیدم اون لبش رو روی لبای زن من گذاشت پاشدم نمیتونستم خودم رو کنترل کنم محکم به اینه ی رو میزیم که شکست و ریخت زمین الان خیلی عصبی بودم داغ داغ حرصی عصبی دوست داشتم سیاوش رو خورد خورد کنم تیکه تیکه پسره ی کفتار ....
پارت¹⁵
کمرش حلقه کردم و موهاشم ناز کردم آروم تر شده بود انگار دوباره به صورتش نگاه کردم یه لبخند خیلی کوچیک تو لبش داشت انگار حس آرامش رو داشت لبخندی زدم و نازش کردم باید دوربین خونه رو چک کنم آروم دستام رو برداشتم و رفتم سمت لب تاپ دنبال فیلمش گشتم به نظر میرسید از ساعت ۱کار کرده تا ۶اینا بعدشم که اوه چه قشنگ میرقصه همینجور محو رقصش بودم یهو لباسش رو در آورد یه دقیقه زدم استپ برگشتم به گیسو نگاه کردم ک غرق خاب بود عجب شیطونیه ها ادامه ی فیلم رو زدم که متوجه ی یه نفر شدم سیاوش بود به گیسو زل زده بود بازم حرصم دراومد گیسو داشت میرفت آشپزخونه ک این رو مبل هولش داد با حرص محکم دست مشت شدم رو به میز کوبیدم ادامش رو دیدم اون لبش رو روی لبای زن من گذاشت پاشدم نمیتونستم خودم رو کنترل کنم محکم به اینه ی رو میزیم که شکست و ریخت زمین الان خیلی عصبی بودم داغ داغ حرصی عصبی دوست داشتم سیاوش رو خورد خورد کنم تیکه تیکه پسره ی کفتار ....
- ۸.۱k
- ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط