گربه من

گربه من

یونگی: این سری من بغلت می کنم
ا.ت: اینقدر بغلم کن تا بمیرم (خنده)
که یهو هیونجین و لونا اومد تو یونگی هم سریع از کنار من پاشد وایستاد
لونا: ما هم اصلا ندیدیم بغل همدیگه بودید داشتید لاو میترکوندین (خنده)
ا.ت: (صورتش قرمز شده)

با بغل یهویی هیونجین شوکه شدم بعد کم کم با خیس شدن لباسم فهمیدم داره گریه میکنه درسته سرم داد زد و بهم سیلی زد ولی هنوز خیلی دوستش دارم یونگی از اون طرف یه چشمک زد بهم منظورش این بود که باهاش قهر کنم منم می‌خواستم یه زره ازیتش کنم پس قبول کردم لونا هم منظورمون رو فهمید

هیونجین: منو ببخش که به صورت خوشگلت سیلی زدم(گریه)
ا.ت: .......
هیونجین: لطفا اصلا خودت هم منو بزن(گریه)
ا.ت: نه من مثل تو بی‌رحم نیستم (سرد)
هیونجین: اصلا هر کاری به خوای میکنم(بغض)
ا.ت:هر کاری
هیونجین: آره
ا.ت: باشه پس شب باید ببریمون شهر بازی
هیونجین: باشه فقط میشه لونا هم بیاد
لونا: (تعجب)
ا.ت: اره(خنده)
دکتر اومد تو

دکتر: خب خانوم ا.ت میبینم که حالتون خوبه
ا.ت: بله به لطف شما
دکتر:وظیفم رو انجام دادم
یونگی: کی مرخص میشه
دکتر: اول یه چکاپ کنم بعد
یونگی: چشم
دکتر چکاپ کرد
دکتر: حال تون خوبه فقط دیگه در مصرف الکل زیاده روی نکنید
ا.ت: چشم
دکتر: خب مرخصید
ا.ت_یونگی: مرسی

ا.ت: برید بیرون من لباس بپوشم بعد بریم
یونگی_هیونجین_لونا: اوکی

ویو ا.ت
لباسم رو پوشیدم بعد رفتم بیرون فکر میکنم که هیونجین و لونا همدیگه رو دوست دارن باید به همدیگه نزدیکشون کنم از حس خودم به یونگی هم مطمئنم چون به نظرم این حس عشقه توی فرصت مناسب بهش میگم

یونگی: به چی فکر میکنی بیا بریم
ا.ت: بریم
رفتیم تو ماشین هیونجین داشت رانندگی میکرد

لونا: شاید باورت نشه ولی موقعی که بیهوش بودی یونگی داشت متفارهعتلمت(یونگی جلو دهنش رو گرفت)
ا.ت: هااااااا
لونا: میگم یونگی داشت لیختلرتعیچختوت(یونگی دهنش رو گرفت )
ا.ت: بابا بزار حرف بزنه
یونگی: هوفففف
لونا: آخيش میگم یونگی داشت هیونجین رو میکشت
ا.ت: خب دیگه باید تقاص کار هاشو میداد
یونگی: جدی(تعجب)
ا.ت : آره
هیونجین با اخم داره تو آینه رو میبینه
هیونجین : بریم غذا بخوریم دلم برای دست‌پخت خواهرم تنگ شده
ا.ت : باشه منم دلم برای پول های داداشم تنگ شده
لونا: ( خنده )

ادامه دارد.....
ادمین همین الان یه سوسک بزرگ جلوشه و داره سکته میکنه

#بی_تی_اس #کره_جنوبی #بلک_پینک #استری_کیدز #اکسو #جی_آیدل #کیپاپ #کیدرما #نامجون #جین #یونگی #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک
دیدگاه ها (۲۴)

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

تکپارتیـ درخواستیــــــــــــــــ«🥺»ــــــــــــــوقتی بهت س...

p24²عروس فراریولی این جعبه کاملا سالمه ریندو کاکوچو هم جعبه ...

سناریو کازتورا پارت اخر

⚠️عکس عوض شده⚠️P27عروس فراری تا وقتی ا/ت بخواد حرفش رو تموم ...

💜 پارت اول | شبی که همه‌چیز شروع شد صدای موسیقی کل بار رو پر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط